پیوندهای روزانه
- مدرک دکتر کردان !
- گویش شیرازی (سایت شهرداری شیراز)
- بررسي شبهه ازدواج عمر با ام كلثوم
- واقعا اینها کیک هستند ؟!
- چگونه غذای سلف را قابل تحمل کنیم
- بالاخره كردان جعلي بودن مدركش را تائيد كرد!
- سایت دانلود کتاب "کندو" - با لینک مستقیم
- کامپیوترم را دوست دارم چون...
- فتاوي ازدواج مجاهدين با دختران کوچک
- کشف پیکره نوزده متری بودا در بامیان
- ازدواج ناشيانه جوان دانشجو با مادر همکلاسي اش!!
- كلهپاچه مرغوب، دستي 11 هزار تومان
- داستان تلخ جمع آوری دیش ها | عکس
- بازی LOST برای موبایل با فرمت جاوا
- بیش از 150 موتور جستجو!
- آرشیو پیوندهای روزانه
سه شنبه بیست و نهم آذر 1384
به بهانه ی شب یلدا!

يلدا نام فرشتهاي است، بالا بلند. با تنپوشي از شب و دامني از ستاره. يلدا نرمنرمك با مهر آمده بود. با اولين شب زمستان آمده و هر شب رداي سياهش را قدري بيشتر بر سر آسمان ميكشد تا آدمها زير گنبد كبود آرامتر بخوابند. يلدا هر شب بر بام آسمان و در حياط خلوت خدا راه ميرفت و لابهلاي خوابهاي زمين لالايياش را زمزمه ميكرد. گيسوانش در باد ميوزيد و شب به بوي او آغشته ميشد.

يلدا شبي از خدا پارهاي آتش قرض گرفت. آتش كه ميداني، همان عشق است. يلدا آتش را در دلش پنهان كرد تا شيطان آن را ندزدد. آتش در وجود يلدا بارور شد.
فرشتهها به هم گفتند: «يلدا آبستن است. آبستن خورشيد. و هر شب قطرهقطره خونش را به خورشيد ميبخشد و شبي كه آخرين قطره را ببخشد، ديگر زنده نخواهد ماند.»
فرشتهها گفتند: فردا كه خورشيد به دنيا بيايد، يلدا خواهد مُرد.
يلدا هميشه همين كار را ميكند؛ ميميرد و به دنيا ميآورد. يلدا آفرينش را تكرار ميكند.
راستي، فردا كه خورشيد را ديدي، به ياد بياور كه او دختر يلداست و يلدا نام همان فرشتهاي است كه روزي از خدا پارهاي آتش قرض گرفت.
----> هوپیتال <----
دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384
برای استفاده از مطالب وبلاگ:
* اول بايد از روي جنازه من
رد شي!
* يادت باشه مثل
مطالب وبلاگو ندزدي!
* مسئوليت حفاظت از وسيله نقليه
پارك شده در bashool بر عهده صاحبشه!
* تا تمام قسمت هاي bashool را نگشتي بيرون نرو! و گرنه...![]()
* اگر خسته
شدي، يه سر برو قسمت آرشیو!
* اگه ديدي سرعت اينترنت پايين بود، اينجوري
كن!
* هر وقت لازم دونستي
به bashool بنويسي، حتما با ايميل اينكارو بكن! یا نظر بده!
*وقتي همه قسمت هاي bashool را ديدي و اينجوري
روشن شدي، مي توني از بشول بري بيرون!
* ديگه الآن تو با bashool
شدي، پس ديگه هر روز خود به خود به بشول سر مي زني!
با تشکر: بچه گربه
كسي حاضر به برگزاري دیدارهای دوستانه فوتبال با ایران ن
يست!
سایت پرشین ژورنال درباره تیم ملی فوتبال ایران نوشت:
به دلایل سیاسی، بیشتر تیمهای مطرح جهان حاضر
نیستند با تیم ایران بازی دوستانه انجام دهند.
این سایت افزود: برانکو ایوانکوویچ در حاشیه مراسم قرعه کشی با بسیاری از مربیان سرشناس برای برگزاری دیدار دوستانه مذاکره کرد، اما آنها پیشنهاد این مربی را به دلایل سیاسی نپذیرفتند.
![]()
زنان ورزشکار لباس چسبان نپوشند
آفتاب: یک نماینده فراکسیون اصولگرایان مجلس هفتم به نحوه پوشش زنان ایرانی دونده شرکت کننده در مسابقات قطر اعتراض کرده و افزود :
محمد تقی رهبر نماینده اصفهان در جمع خبرنگاران پارلمانی در مورد زنان ورزشکار ایرانی در قطر گفت: قصد تذکر به رئیس جمهوری را داشتم که به مسئولان ورزشی توصیه کنند شئونات اسلامی در مسابقات ورزشی رعایت شود و این تذکر را از طریق رسانه ها به ایشان اعلام می کنم.
وی اظهار داشت: این موضوع سوژه ای شده است که برخی جراید از دولت اصولگرا و کارگزاران ورزش کشور انتقاد کنند. عضو کمیسیون فرهنگی افزود: برخی زنان دونده لباس های چسبان بر تن داشتند که اگر چه لباس گشادبر روی آن پوشیده بودند اما نقاط برجسته بدنشان حرکت می کرد. ![]()
![]()
رهبر تصریح کرد: پوشش زنان باید به گونه ای باشد که اعضای برجسته بدنشان پوشیده باشد و نمایان نباشد.
برگرفته از آلاوه
بچه گربه![]()
یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384
ترين های زبان شناسی
طولانی ترين الفبا:
طولانی ترين الفبا متعلق به زبان کامبوجی است که از ۷۴ حرف تشکيل شده است.
طولانی ترين جمله به کار رفته در يک رمان :
طولانی ترين جمله به کار رفته در يک رمان يکی از جملات رمان بینوايان (۱۸۶۲۰) اثر ويکتور هوگو (۱۸۸۵-۱۸۰۲)نويسنده فرانسوی است .
اين جمله دارای ۸۲۳ واژه ،۹۳ ويرگول،۵۱ نقطه ويرگول و ۴ خط تيره است و تقريبا سه صفحه را پر می کند.
طولانی ترين واژه انگليسی :
طولانی ترين واژه انگليسی از ۴۵ حرف تشکيل شده است:
pneumonoultramicroscopicsilicovolcanoconiosis
اين واژه به معنای نوعی عارضه ريوی است که بر اثر استنشاق ذرات بسيار ريز غبار سيليکات يا کوارتز به وجود می آيد.و معمولا معدنچيان به آن مبتلا می شوند .اجزای تشکيل دهنده اين واژه چنينند:
pneumono+ultra+microscopic+silico+volcano+coni+osis
کوتاه ترين الفبا:
کوتاه ترین الفبا متعلق به زبان هاواييايی است که از ۱۲ حرف (پنج واکه و هفت همخوان )تشکيل شده است:
a,e,i,o,u,h,k,l,m,n,p,w
کوتاه ترين فعل انگليسی:
کوتاه ترين فعل انگليسی x است که به معنای علامت زدن يا مشخص کردن با x است .
مثلا گفته می شود:
he x-ed the right answer
طاهره
یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384
چگونه جنگ جهاني سوم با يك نقطه آغاز شد؟
روزي روزگاري شما يك نقطهي كوچك و ناقابل روي ديوار وبلاگتان ميگذاريد.
بيهيچ توضيح و حرفي. اما مگر الكي است؟ مگر شهر هرت است؟ جبر و اختيار را ولش كنيد.
مهم اين است كه شما يك نقطه گذاشتهايد و بايد تاوانش را پس بدهيد.
نميشود كه همينجور نقطه از خودتان ول كنيد. آزادانديشي فقط در مدينه فاضله است و لاغير!
شما بايد طرفدار و سرسپردهي مطلق يك ايسمي باشيد وگرنه كلاهتان پس معركه است.
چه اتفاقي ميافتد؟
اول عدهاي بيتفاوت از كنار آن ميگذرند. نقطه گذاشته كه چه؟ عدهاي هم ميگويند گذاشته كه گذاشته. عدهاي شك ميكنند. ميگويند اين نقطه منظورتان چيست؟ اما عدهي بسياري نميپرسند چون منظور شما برايشان اهميتي ندارد بلكه اين «برداشت» خودشان است كه برايشان اهميت دارد. خلاصه همين «برداشت»هاي شخصي موجب مصيبتهايي ميشود كه حالا حالاها دامنگير شما ميشود.
اول كمي به نقطه خيره ميشوند.
بعد سي پييوي مغز شروع به پردازش ميكند و البته مغز هم داريم تا مغز.
مذهبينماهاي افراطي ميگويند اين نقطه نمادي از چاه جمكران است و شما ميخواستيد ابعاد الهي چاه جمكران را كوچك كنيد. بنابر اين شما را به شرك و كفر و محاربه با خدا نسبت ميدهند.
برخيها هم مي گويند شما در خط بيبيسي هستيد. آن يكي تكذيب ميكند و شما را به راديو فردا نسبت ميدهد. ديگري ميگويد نخيرشما براي راديو آمريكا كار ميكنيد. يكي ديگر ميگويد اين روشش عين روش راديو اسرائيل است. مهم اين است كه «راديو» را به زور لايتچسبك هم شده به شما بچسبانند. اصلاً انگار راديو نوعي كهير ميآورد. طرفداران جديدالتاسيس احمدينژاد ميگويند شما خواستهايد ابعاد الهي و نورانيت دولت كريمه را با اين نقطه كمرنگ جلوه دهيد. و ديگران ميگويند شما خواستهايد با اين نقطه از وي حمايت كنيد. ديگري ميگويد شما يك مسلمان افراطي هستيد كه خواستهايد بگوييد در دايرهي قسمت ما نقطهي تسليميم. توالتانديشان هم كه همچنان بيكار ننشسته و سيلي از بول و غائط و آلات و ادوات جنسي را كه در دهان و انديشه دارند نثارتان ميكنند. اگر زن باشيد كه واويلاتر، فاحشه ميشويد. اين زن منظورش از اين نقطه اين است كه بيا با من!
زن خوب و نجيب كه نقطه نميگذارد. فلان شخصيت .................
(بقیه در ادامه مطلب)![]()
بر گرفته از نقطه ته خط

ادامه مطلب
شنبه بیست و ششم آذر 1384
يادمان نرود زندگی کنيم
|
دو روز مانده به پايان جهان، تازه فهميد که هيچ زندگی نکرده است.
تقويمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود. پريشان شد و آشفته و عصبانی.
نزد خدا رفت تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد.دادزد و بد وبيراه گفت، خدا سکوت کرد، آسمان و زمين
را به هم ريخت، خدا سکوت کرد،جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سکوت کرد.
به پر و پای فرشته و انسان پيچيد، خدا سکوت کرد، کفر گفت و سجاده دور انداخت
و باز هم سکوت کرد، دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد،
اين بار خدا سکوتش را شکست و با صدايی دلنشين گفت:
عزيزم بدان که يک روز ديگر را هم از دست دادی!
تمام روز را به بد و بيره و جار و جنجال از دست دادی. تنها يک روز ديگر باقيست.
بيا و لااقل اين يک روز را زندگی کن.
لابه لای هق وهقش گفت: اما با يک روز..... با يک روز چه کاری می توان کرد.....؟
خدا گفت: آن کس که لذت يک روز زيستن را تجربه کند، گويی که هزار سال زيسته است
و آنکه امروزش را درنيابد، هزار سال هم به کارش نمی آيد.
و آن گاه سهم يک روز زندگی را در دستانش ريخت و گفت:
حالا برو و زندگی کن
او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می درخشيد. اما می ترسيد حرکت کند ،
می ترسيد راه برود، زندگی از لای انگشتانش بريزد.
قدری ايستاد..... بعد با خودش گفت: وقتی فردايی ندارم، نگاهداشتن اين زندگی چه فايده ای دارد، بگذار اين يک مشت زندگی را مصرف کنم.
آن وقت شروع به دويدن کرد. زندگی را به سرو رويش پاشيد، زندگی را نوشيد و بوييد
و چنان به وجد آمد که ديد می تواند تا ته دنيا بدود،می تواند بال بزند، می تواند،
پا روی خورشيد بگذارد و می تواند... او در آن يک روز آسمان خراشی بنا نکرد،
زمينی را مالک نشد، مقامی را به دست نياورد، اما.....
اما در همان يک روز دست بر پوست درخت کشيد، روی چمنها خوابيد،
کفش دوزکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد
و به آنهايی که نمی شناختندش سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند
از ته دل دعا کرد، او همان يک روز آشتی کرد و خنديد و سبک شد ،
لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد.
او همان يک روز زندگی کرد اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند:
او درگذشت ، کسی که هزار سال زيسته بود.
طاهره
|
جمعه بیست و پنجم آذر 1384
پيوند بيني يك كودك پس از خروج از معده يك سگ
پيوند بيني يك كودك جمهوري چك پس از خروج از معده يك سگ
وين، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۴/۰۹/۲۲
پزشكان جراح بيمارستاني در جمهوري چك بيني فرو خورده شده يك كودك ۱۱ ساله توسط يك سگ را بار ديگر پيوند زدند.
به نوشته مطبوعات روز سه شنبه پراگ، حدود ۲۰روز پيش يك قلاده سگ با حمله به يك كودك بيني وي را كنده و سالم قورت داده بود.
اين كودك و سگ مهاجم پس از وقوع حادثه بلافاصله به بيمارستان انتقال يافتند و پس از خروج بيني سالم كنده شده از معده سگ، در يك عمل جراحي ۱۰ ساعته در بيمارستان "برنو" آن را بار ديگر به صورت اين كودك پيوند زدند.
به نوشته مطبوعات جمهوري چك اين رويداد نادر حدود ۲۰روز پيش اتفاق افتاده است و پزشكان بيمارستان برنو كه اين جراحي بيسابقه را انجام داده اند، از ترس احتمال عفونت بيني وصل شده، به خاطر آنكه بيش از دو ساعت در معده سگ بوده است، از انتشار خبر اين رويداد خودداري ميكردند.
پزشكان هم اكنون از موفقيت اين پيوند بيني ابراز اطمينان ميكنند و احتمال عفونت را منتفي ميدانند، اما هنوز ترديدهايي در مورد سلامت كودك وجود دارد.
اصفهانی ها با S.M.S خودروی خود را پارک می کنند
برای اولین بار در کشور با اجرای طرح موبایل پارک ، شهروندان اصفهانی به زودی با S.M.S می توانند خودروی خود را پارک کنند و هزینه آن را بپردازند.
سرهنگ شیدوش اناری معاونت راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی استان اصفهان در گفتگوبا مهر گفت: شهروندان اصفهانی با پرداخت مبلغی به عنوان اعتبار و دریافت کارت اعتباری ، در مکان هایی که احتیاج به کارت پارک دارند می توانند با تلفن همراه خود S.M.S ای را به مرکز کارت هوشمند ارسال کنند و ساعت ورود و خروج خود را در آن محل اعلام کنند.
وی افزود: سیستم مرکزی نیز با احتساب دقایقی که خودرو در آن محل پارک شده از مبلغی که به عنوان اعتبار پرداخت شده هزینه را کم می کند و افرادی نیز با دستگاه های مخصوص ، خودروهای پارک شده را کنترل می کنند و اگر اطلاعات خودرو در سرور مرکزی ثبت نشده باشد خودروی متخلف را جریمه می کنند.
گفتنی است در شهرستان اصفهان طرح کارت پارک ساعتی در 13 خیابان اجرا می شود که با اجرای طرح موبایل کارت که به زودی و با همکاری شهرداری اصفهان آغاز خواهد شد، دیگر نیازی به پارکبان نخواهد بود.

هديه رهبر انقلاب به خواننده «يار دبستاني»
بازتاب: روزنامه «كيهان» در ستون «نسل سوم» خود در يادداشتي نوشت: يكي، دو هفته پيش براي ديدار با بندهخدايي رفتم دفتر راديو تهران (ميدان ارك)، توي يكي از استوديوهاي آنجا نشسته بودم و مغزم از فرط صداهاي بلند موسيقي كه وسط پلاتوي مجري پخش مي شد به حد انفجار رسيده بود. پا شدم و از توي استوديو آمدم بيرون.
يك چند دقيقه بعد توي راهروي سازمان چشمم افتاد به مردي كه لنگ لنگان به سمت استوديوي روبروييام ميآمد. جلوتر كه آمد ديدم خودش است؛«داريوش جم»!
هنرمندي كه ترانه «ياردبستاني» اش هنوز كه هنوزه پر از طراوت و تازگي و انرژي است وانگار كه كهنه بشو نيست كه نيست.
حالا مجري شبكه راديويي تهران است و ترجيح مي دهد كه درهمين به قول خودش «پاتوق گلوبندكي» بماند و سمت تلويزيون نرود. حالا ديگر حتي علاقه به خوانندگي هم ندارد. يا شايد هم دارد و...
يادش به خير، 7-8سال پيش به دعوت تهيه كننده برنامه راديويي «سرودها و نامه ها» چند بار آمدم توي استوديوي اين برنامه واز همانجا با داريوش جم (مجري برنامه) آشنا شدم.
خلاصه آن روزچند دقيقه اي فرصت كردم كه بنشينم كنارش ويك گپ 5-6 دقيقه اي با او بزنم. اول از همه به او پيشنهاد يك مصاحبه درست و حسابي دادم كه قبول نكرد و دليل قبول نكردنش را هم بي معرفتي برخي صدا و سيمايي ها در دست كاري مصاحبه هاي قبلي اش دانست.
بعد رفتيم سراغ «ياردبستاني من...»، مي گفت ..............
بقیه خبر رو در ادامه مطلب بخونید!!!
برگفته از سایت یزد نیوز
ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384
مرگ پرنسس ديانا!
يه پرنسس انگليسی با يه دوست پسر مصری ، سوار يه اتومبيل آلمانی با موتور هلندی ، كه راننده ش يه بلژيكی بوده و تا خرخره ش ويسكی اسكاتلندی خورده بوده ، توی يه تونل فرانسوی تصادف می كنه و يه كمی می ميره!...![]()
در حالی كه يه مامور ايتاليايی كه سوار يه موتور سيكلت ژاپنی بوده و به تازگی توسط يه دكتر آمريكايی با داروهای برزيلی معالجه شده بوده و بيماريش يه قرن پيش توسط يه پرفسور سوئدی كشف شده بوده ، اونها رو تعقيب می كرده...![]()
و اين متن توسط يه ايرانی برای شما آماده شده كه از تكنولوژی آمريكايی بيل گيتس استفاده می كنه و شما احتمالا" دارين اين متن رو توسط يكی از سيستم های IBM می خونين كه از چيپهای تايوانی تشكيل شده و يه مونيتور كره ای داره كه توسط كارگرهای بنگلادشی توی كارخونه های سنگاپوری سر هم بندی شده و با يه محموله توسط كاميونهای روسی با راننده های هندی حمل شده و به دست راهزنهای اندونزيايی دزديده شده و توسط باربرهای سيسيلی تخليه شده و با تلاش قاچاقچی های مكزيكی به واسطه های تركی رسونده شده و با فروشگاههای عربی معامله شده و به وسيله ی بعضيا كه نميگم كيا! خريداری شده و بالاخره به شما فروخته شده!![]()
فقط جهت پر كردن جای خالی افغانيا همين بس كه بگم ساختمونی كه الان داخلش لم دادين به دست افغانيا ساخته شده!![]()
http://dibdamini.persianblog.com
طاهره
چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384
بازم تفاوت
- پاره كردن سينه ش با يه كارد آشپزخونه!
مردها مثل « مخلوط كن » هستن...
توی هر خونه يكی از اونا هست ، ولی نمی دونين به چه درد می خوره!
مردها مثل « آگهی بازرگانی » هستن...
يه كلمه از چيزايی كه ميگن رو نميشه باور كرد!
مردها مثل « كامپيوتر » هستن...
كاربری شون سخته و هرگز حافظه ای قوی ندارن!
مردها مثل « سيمان » هستن...
وقتی يه جايی پهنشون ميكنی بايد با كلنگ اونو از جا بكنی!
مردها مثل « تعطيلات » هستن...
هيچوقت به اندازه ی كافی بلند به نظر نميان!
چرا مردها دوست دارن با خانومايی آشنا بشن كه قصد ازدواج با اونا رو ندارن؟
- شما بگين چرا سگها دنبال ماشينهايی واق واق می كنن كه قصد رانندگی اونا رو ندارن؟!
مردها مثل « طالع بينی مجلات » هستن...
هميشه بهتون ميگن كه چيكار بكنين و معمولا" هم اشتباه ميگن!
مردها مثل « جای پارك » هستن...
خوب هاشون قبلا" اشغال شده و اونايی كه باقی موندن يا كوچيك هستن يا جلوی در منزل مردم!
مردها مثل « پاپ كورن » هستن...
بامزه هستن ولی جای غذا رو نمی گيرن!
مردها مثل « باران بهاری » هستن...
هيچوقت نمی دونين كی مياد ، چقدر ادامه داره و كی قطع ميشه!
مردها مثل « نوزاد » هستن...
توی اولين نگاه شيرين و با مزه هستن ، اما خيلی زود از تميز كردن و مراقبت از اونا خسته ميشين!
مردها مثل « ماشين چمن زنی » هستن...
به سختی روشن ميشن و راه ميفتن ، موقع كار كردن حسابی سر و صدا راه ميندازن ، و نيمی از اوقات هم اصلا" كار نمی كنن!
****************
می دونين فرق خانمها با «آهن ربا» چيه؟
آهن ربا حداقل يه روی مثبت داره!
خانمها مثل «راديو» هستن ...
هر چی می خوان ميگن... ولی هر چی بگی نمی شنون!
خانمها مثل «چسب دو قلو» هستن ...
اگه دستشون با گوشی تلفن مخلوط شد ، ديگه بايد سيم تلفن رو بريد!
خانمها مثل «رعد و برق» هستن ...
اول برق چشماشون می رسه ، بعد رعد صداشون!
خانمها مثل «ليمو شيرين» هستن ...
اول شيرين هستن ولی بعد تلخ ميشن!
خانمها مثل «گچ» هستن ...
اگه چند دقيقه مدارا كنين چنان سفت و سخت ميشن كه ديگه هيچ شكل و حالتی نمی گيرن!
خانمها مثل «كنتور برق» هستن ...
هر چند سال يكبار عدد سنشون صفر ميشه!
چرا خانمها نمی تونن «نقشه ها» رو درست بخونن؟
چون فقط ذهن مرد می تونه تجسم و درك كنه كه يك كيلومتر با يك سانتی متر نشون داده شده!
خانمها مثل «اينترنت» هستن ...
از هر موضوعی يه فايل اطلاعاتی دارن!
خانمها مثل «فلزياب» هستن ...
از نزديك طلا فروشی كه رد ميشن عكس العمل نشون ميدن!
خانمها مثل «موبايل» هستن ...
هر موقع كار مهمی پيش مياد در دسترس نيستن!
http://dibdamini.persianblog.com/
طاهره
چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384
دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند.
دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.
دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند.
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.
دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد.
دوست واقعي زودتر به کمک تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند.
دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود.
دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟
دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.

دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.
دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکندو منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني.
دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند.
دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود.
دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند.
ماخذ: مجله موفقيت
دستهايم از ياد مشعل ها تهي شده بود
همه ستاره هايم به تاريكي رفته بود
مشت من ساقه خشك تپش ها را مي فشرد
لحظه ام از طنين ريزش پيوندها پر بود
تنها مي رفتم مي شنوي ؟ تنها !
من از شادابي باغ زمرد كودكي به راه افتاده بودم
درها عبور غمناك مرا مي جستند
و من مي رفتم مي رفتم تا درپايان خودم فرو افتم
ناگهان تو از بيراهه لحظه ها ميان دو تاريكي به من پيوستي
صداي نفس هايم با طرح دوزخي اندامت درآميخت
همه تپشهايم از آن تو باد چهره به شب پيوسته همه تپشهايم
من از برگريز سرد ستاره ها گذشته ام
تا در خط هاي عصياني پيكرت شعله گمشده را بربايم
دستم را به سراسر شب كشيدم
زمزمه نيايش دربيداري انگشتانم تراويد
خوشه قضا رافشردم
قطرههاي ستاره در تاريكي درونم درخشيد
و سرانجام در آهنگ مه آلود نيايش ترا گم كردم
ميان ما سرگرداني بيابان هاست
بي چراغي شب ها بستر خاكي غربت ها فراموشي آتش هاست
ميان ما هزار و يك شب جست و جو هاست

سه شنبه بیست و دوم آذر 1384
تفاوت های مردان و زنان!
|
آينده يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود . موفقيت يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي راپيدا كند روابط اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد ازدواج يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند، ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند بلوغ زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند . فيلم كمدي فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند . دست خط مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك ميكشد . حمام يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود دارد : مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند . خواروبار يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسد مي خرد . بيرون رفتن وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود . گربه زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند . آينه مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند : آينه، قاشق پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان!!! تلفن مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند . آدرس يابي وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم! پذيرش اشتباه زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است . فرزند يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند لباس شيك پوشيدن يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند . شستن لباسها زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند عروسي هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي" . اسباب بازي دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد. گل و گياه يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است! سبيل بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد. اسامي مستعار اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را يلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد . پرداخت صورتحساب ميز وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند . پول يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد . بگو مگوها حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود . |
|
طاهره |
سه شنبه بیست و دوم آذر 1384
| |||
|
| |||||||||
|
| |||||
|
| |||
|
tahereh
دوشنبه بیست و یکم آذر 1384
با چاپ کتاب " راز حیات " به قلم " اندی توماس " و " معمای مريخ " به قلم " گراهام هنکوک " در اروپا و امريکا , بحث بشقاب پرنده و حیات در سیاره های دیگر بسیار داغ شده است . اوج این مباحث هنگامی بود که " گراهام هنکوک " در مصاحبه با" CNN" مبحث " marsface " یا همان صورتک مریخی را مطرح کرد . من در تاریخ 15 اسفند 1383 مطلبی با نام " تصویر انسان در کره مریخ " را در وبلاک قرار دادم و در ان بصورت خلاصه از این پدیده عجیب با دوستان سخن گفتم . اما " گراهام هنکوک " کیست.؟ " گراهام هنکوک " دانشمند بزرگ ناسا که در اخرین پروژه مطالعاتی مریخ ,بهمراه افتخار ایران در ناسا یعنی دکتر نادری و " جرج واسل اتنور " زيست شناس بزرگ جهان , افرادی هستند که در پروژه کاوش مریخ فعالیت میکنند .
.jpg)
اولین بار که تصاوير مریخ , توسط فضاپیمای " وایکینگ " برای دانشمندان زمین ارسال شد, تئوریهای بسیاری در مورد حیات بر روی این سیاره عجیب در میان مردم شکل گرفت . کاوشگران بسیاری برای پیدا کردن مدارکی دال بر حیات بر روی این سیاره به فضا پرتاب شد که سرامد تمام انها " مارينر 9 " بود . چه چیز باعث شد که انسان تصور کند بر روی این سیاره سرخ حیات وجود دارد.؟ فصلهای ان که دو برابر زمین است؟ , قطبهای سفیدی که در فصول مختلف بزرگ و کوچک می شوند.؟ اتشفشانها . کوه ها . صحراها . یا تپه ها؟ مشاهدات اولیه که توسط تلسکوپ انجام گرفت چنان بود که همه باور داشتند که حیات بر روی مریخ جریان دارد . " جووانی اسکیاپارلی، ستاره شناس ایتالیایی در سال 1900 میلادی، چنین تصور کرد که اشکال زاویه داری روی سطح مریخ دیده، و آنها را کانال یا گذرگاه نامید. این کلمه به اشتباه، آبراه ترجمه شد و باعث شد تا مردم باور کنند که مریخی ها برای انتقال آب از کانالهای آبی استفاده می کنند. همچنین، تصور می شد که نواحی تیره در اندازه های مختلف محل رشد گیاهان هستند که با تغییر فصول سال تغییر
می کنن. امروزه می دانیم که آن گذرگاهها نوعی خطای دید بوده ، و آن نواحی تیره نیز صخره هایی هستند که هنگام از بین رفتن غبار قرمز رویشان ، آشکار می شوند. همانطور که در بالا عنوان شد اولین بار در سال 1976 میلادی فضاپیمای " وایکینگ " بر روی مریخ نشست و اطلاعات بسیاری را از مریخ به زمین ارسال کرد و همان اطلاعات نشان میداد انگونه که انسان تصور میکرد حیاتی بر روی این کره خاکی نیست ( البته به شکلی که انسان تصور میکرد ) تنها نکته قابل توجه وجود یخ و اب بر روی این سیاره منظومه شمسی است . اما عجیبترین یافته " مارينر 9 " و فضاپیمای " وایکینگ " تصویر تپه عجیبی بود که شبیه صورت انسان بود که بعد ها به " marsface " یا صورتک مریخی مشهور شد . اما عجایب پایانی نداشت , در حفاریهای که در اطراف اهرام ثلاثه مصر انجام شد تکه سنگی بدست امد که شباهت بسیاری به صورتک مریخی داشت!!! مورد دوم این است که در ساعت 18 بوقت زمین این صورت با صورت ابوالهول در یک خط قرار میگیرد!! اما این پایان ماجرا نبود , تصاویر مختلفی از جهات گوناگون از صورت مریخی گرفته شد , زیباترین تصویر توسط Mars Express و مریخ نورد " فرت " برای زمینیان فرستاد, تئوریهای مختلفی در میان دانشمندان و محققانی که اعتقاد دارند حیات در سیارات دیگر وجود دارد ( Ufolojeys ) مطرح شد . ایا براستی این تپه یا کوه شبیه صورت انسان است یا تئوری پوچی میباشد که توسط عده ای مطرح میشود . اخرین اظهارات این بود که این صورت عجیب توسط طوفانهای مریخی شکل گرفته است و در این مورد دوست نازنین من بنام " ناصر " در وبلاک " گور من گهواره من " این اظهارات را درج کرد . اما " گراهام هنکوک " با چاپ کتاب " معمای مريخ " تمام این تئوریها را تکذیب و با جدیت فراوان اعلام کرده این تصوير کاملا شفاف و واقعی میباشد . اما در فصلی از کتاب که " جاناتان اورینگ " هرم شناس و ریاضیدان بزرگ امریکائی تئوریهای خود را مطرح کرده است مجادلات زیادی را بین منتقدین براه انداخته است . " جاناتان اورینگ " اولین بار با معنا کردن کتیبه معروف اهرام که به کتیبه"پیشگويی اهرام" معروف است خود را به جهانیان معرفی کرد, او که شیفته باستان شناسی است اولین بار به راز کتیبه اهرام پی برد و با چاپ کتاب " اهرام و اینده " توانست خود را به عنوان یک باستان شناس به دوستداران خود بشناساند او در کتاب "معمای مريخ" تئوری خود را با گراهام هنکوک در میان گذاشته . او تصاویر این صورت را از جهات مختلف برسی کرده است, به عنوان مثال او با جدا کردن این صورت از وسط و برعکس کردن یکطرف ان بگونه ای که یک چهره کامل را شکل دهد به اشگال جالبی دست پیدا کرده... اما اینکه این تصاویر چقدر با واقعیتی که " جاناتان اورینگ" به ما میگوید منطبق است با شماست, تنها این را باید بگويم که نمیتوان براحتی از این تئوریها گذشت . تصاویر خود نشان میدهد که تئوری" جاناتان اورینگ " چه بوده است
کپی شده از وبلاگ : yahoo2.blogfa.com
دوشنبه بیست و یکم آذر 1384
به مناسبت امتحان مدار(۱)
***اگر مقاومت ها با هم سری باشند جمع می شوند***
نه! من می خوام بدونم که یه لامپ وصل کردن چقدر کار داره
قابل توجه:افشین خان ، بچه گربه ، جیمبو ، سعیده خانم و طاهره خانم و بقیه کلاس که عضو بشول نیستند ![]()


***احسان***
شنبه نوزدهم آذر 1384
ما 5 نفر
![]()
![]()
![]()
حتما" برای خيلی از شماها پيش اومده كه وقتی با ۴ - ۵ تا از دوستانتون يه مدت توی خيابون به صحبت ايستادين ، مورد گير نيروی انتظامی واقع شدين
...
پس نتيجه می گيريم كه توی سرزمين ما وقتی ۵ نفر دور همديگه جمع ميشن ۱۱۰ رو نا آروم می كنن!... ولی جاهای ديگه ی دنيا وقتی ۵ نفر دور همديگه جمع ميشن .....
توی آمريكا ، با هم مسابقه ميدن!
توی فرانسه ، همه همزمان شروع به حرف زدن می كنن!
توی ايتاليا ، در مورد مد عينك و لباس جديدشون بحث می كنن!
توی آلمان ، درباره ی سياستهای دولت حرف می زنن!
توی پاكستان ، يه باند قاچاق ترياك تشكيل ميدن!
توی عراق ، برای حمله به سربازهای آمريكايی نقشه می كشن!
توی افغانستان ، اگه پول نداشته باشن كار می كنن و اگه پول داشته باشن می خوابن!
توی آذربايجان ، يه بطری آب پرتقال می خرن و با هم می خورن!
توی مصر ، ميرن يه جا می شينن قليون می كشن!
توی امارات متحده ی عربی ، ۴ نفرشون دست می زنن و يه نفرشون می رقصه!
توی روسيه ، از همديگه رشوه می گيرن!
توی ژاپن ، هيچوقت ۵ نفر دور هم جمع نميشن! چون هميشه حداقل ۳ نفرشون كار دارن!
توی هند ، يا با همديگه می رقصن و يا ميرن سينما و رقص تماشا می كنن!
توی كوبا ، هر وقت ۲ نفر يا بيشتر يه جا جمع بشن از كاسترو تعريف می كنن!
توی سوريه ، از ترس بلافاصله از همديگه جدا ميشن!
توی كره جنوبی ، با هم يه شركت راه ميندازن و يه كالای ژاپنی رو كپی می كنن!
توی مكزيك ، دو نفرشون دوئل می كنن و يه نفرشون ناظر دوئل ميشه و دو نفر ديگه هم گيتار می زنن!
توی ايران ، غير از ترسوندن ۱۱۰ كه اون بالا گفتم ، يا پشت سر بقيه غيبت می كنن يا روزنامه راه ميندازن يا يه جلسه ی سخنرانی ترتيب ميدن يا به يه جلسه ی سخنرانی حمله می كنن يا از حرف زدن و سوتی های همديگه ايراد می گيرن يا يه نفرشون رو ميذارن وسط و ۴ نفرشون متلك بارونش می كنن يا الكی می خندن يا يه پيتزا فروشی باز می كنن يا بدون هيچ صحبتی می ايستن و چشم و سرشون رو می چرخونن و مردم رو می چرن يا يه شركت كامپيوتر و اينترنت راه ميندازن يا ميرن يه چت روم توی ياهو مسنجر می سازن يا يه وبلاگ دسته جمعی می سازن
يا ................
شنبه نوزدهم آذر 1384
هالیوود برای ما فیلم کوروش را میسازد!
گروهی از ثروتمندان در نظر دارند در فیلم مستقل پرخرجی که در انگلستان تولید میشود سرمایهگذاری کنند.
فیلم 50 میلیون پوندی، کوروش، توسط شرکت جدیدالتاسیس چایاها تولید میشود. تهیهکنندگان این فیلم امیدوارند که این فیلم بتواند پیامهای هالیوودی در مورد صلح و نیکخواهی را در سرتاسر جهان بگستراند. فیلمنامه این فیلم براساس زندگی استثنایی کوروش کبیر نگاشته شده است. کوروش کبیر که بین سالهای 529 تا 580 پیش از میلاد میزیسته است که بنیانگذار سلسله هخامنشی در امپراتوری ایران است.

او جنگجویی برجسته بود اما علت اصلی آوازه او تصمیماتش در خصوص آزادسازی بردگان در سراسر امپراتوری، مدارا با تمام ادیان، پایان دادن به اسارت یهودیان در بابل و موافقت باعزیمت آنان به اورشلیم است. او همچنین به فرمانداران خود دستور داده بود تا با مردم همچون فرزندان خود برخورد کنند.
عقاید آزاداندیشانه کوروش کبیر بر روی سفال نگاشته شده و در حال حاضر در موزهیی در انگلستان نگهداری میشود و امروزه به عنوان اولین بیانیه حقوق بشر از آن یاد میشود.
خانم امبریکو یکی از مالکان شرکت چایاها در خانوادهیی یونانی متولد شده و تحصیلکرده انگلستان است. او که بخاطر همکاریهایش با موسسات خیریه شهرت زیادی دارد و اکنون در مالزی بسر میبرد گفت: دوست دارد این فیلم همدلی را میان تمام ادیان در سرتاسر جهان ترویج کند. وی گفت: هدف ما این است که به مردم جهان بیاموزیم در مقابل مذهب یکدیگر شکیبایی پیشه کنند.
عصر کوروش دورهیی مقدس بود و ما میخواهیم آن را احیا کنیم. برای من بسیار مهم است که این فیلم بخصوص را بسازم. یکی از شرکای او در شرکت چایاها (چایاها کلمهیی اندونزیایی به معنی نور و روشنایی است)، نیکولا ساورتی است. وی مشاور بانک رات چایلد در ژنو و موسس شرکت مخابرات روسیه است. بودجه 50 میلیون پوندی این فیلم در مقایسه با استانداردهای انگلیسی رقم بالایی به شمار میآید. ازنا سندز فیلمنامهنویس این پروژه میگوید: این فیلم ساختاری همچون فیلم لارنس عربستان خواهد داشت.
تاکنون مشخا نشده که چه هنرمندانی در این فیلم به ایفای نقش خواهند پرداخت. اما شان کانری و آنجلینا جولی مذاکراتی برای بازی در نقش کوروش و همسر وی صورت گرفته است.
مسوولان شرکت چایاها امیدوار بودند تا تصویربرداری این فیلم تا ماه آینده آغاز شود اما علیرغم حضور سرمایهگذاران تراز اول این فیلم تاکنون تنها 80 درصد مسائل مالی حل شده است.
دو استودیوی هالیوودی با شرکت چایاها در حال مذاکره هستند و تلاش میکنند با برعهده گرفتن بخش قابل توجهی از بودجه فیلم، حقوق آن را از آن ایالات متحده کنند.
موفقیت فیلم گلادیاتور راسل کرو منجر به تولید فیلمهایی با مضمون تاریخ باستان با هزینههای بسیار بالا همچون «اسکندر» و «تروی» شده است.
تهیهکنندگان فیلم کوروش اکنون امیدوارند تا تصویربرداری را تا سال آینده در تونس یا احتمالا پاکستان آغاز کنند.
کارگردانی این فیلم برعهده کارگردان انگلیس جوان و نسبتا کم تجربهیی به نام الکس جووی خواهد بود که ساخت تبلیغات تلویزیونی و فیلم بلند با هزینههای بسیار کم را در کارنامه خود دارد.
با وجود حضور عوامل بینالمللی بسیار توانمند در این فیلم جووی معتقد است که فیلم کوروش به عنوان فیلمی انگلیسی شناخته خواهد شد.
برای آنکه یک فیلم در زمره فیلمهای انگلیسی قرار بگیرد باید شرایط ویژهیی داشته باشد که از آن میان میتوان به مواردی همچون اختصاص 20 تا 30 درصد بودجه فیلم به عوامل انگلیسی و تخصیا 75 درصد دستمزد پرداختی به عوامل انگلیسی یا اروپایی یا کشورهای مشترکالمنافع بریتانیا، اشاره کرد.
منیع: روزنامه اعتماد
شنبه نوزدهم آذر 1384
اقتصادگاوی اقتصاد مرسوم
دو تا گاو ماده دارين ...
يكيش رو می فروشين و يه گاو نر می خرين ... به تعداد گاوهای گله ء شما افزوده ميشه و اقتصاد رشد می كنه ... پول براتون همينطور سرازير ميشه و می تونين به بازنشستگی و استراحت بپردازين ...
اقتصاد هندی : دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو می پرستين و عبادت می كنين!![]()
اقتصاد پاكستانی : هيچ گاوی ندارين ... ادعا می كنين كه گاوهای هندی مال شما هستن ... از آمريكا طلب كمك مالی می كنين ... از چين طلب كمك نظامی می كنين ... از انگليس هواپيماهای جنگی ... از ايتاليا توپ و تانك ... از آلمان تكنولوژی ... از فرانسه زير دريايی ... از سوييس وام بانكی ... از روسيه دارو ... و از ژاپن تجهيزات ... با تمام اين امكانات گاوها رو می خرين و بعد ادعا می كنين كه توسط جهان مورد استثمار قرار گرفتين! ![]()
اقتصاد آمريكايی : دو تا گاو ماده دارين ... يكيش رو می فروشين و دومی رو تحت فشار مجبور می كنين كه به اندازه ء ۴ تا گاو شير توليد كنه ... وقتی گاوتون افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتی می كنين ... تقصير رو گردن يه كشور گاودار ميندازين و بعد طبيعتا" اون كشور يه خطر بزرگ برای بشريت به حساب مياد ... يه جنگ برای نجات جهان به راه ميندازين و گاوها رو به چنگ ميارين!![]()

















