تبليغاتX
خانم کپی

پیوندهای روزانه

یکشنبه سی ام مهر 1385

آن چشم های مراقب

نوشته شده توسط پرستو در 20:52 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و نهم مهر 1385

آداب قلیان کشیدن

  • با هر کسی شروع به قلیان کشیدن نکنید، قلیان حرمت بسیار خاصی دارد و باید با اهلش بنشینید.
  • سعی کنید قلیان را در جایی بگذارید که دیگر نیازی به تکان آن نباشد. زیرا در صورت تکان دادن، ذغال‌ها جابه‌جا شده و شما یک دفعه متوجه می‌شوید که کام قلیان پایین آمده است.
  • اگر یک‌نفری قلیان می‌کشید که خوش‌به‌حالتان! ولی اگر در جمع می‌خواهید قلیان بکشید، کسی که مسئول آماده‌کردن ذغال بوده است، بعد از آوردن قلیان، می‌بایست آن‌را چاق کند. همین‌که قلیان چاق شد و شروع به کام دادن کرد، می‌بایست آن‌را به بزرگترین فرد جمع که قلیان می‌کشد تعارف کند.
  • برای تعارف کردن قلیان، شلنگ قلیان زا از انتهای دسته به سمت خودتان خم کنید، و سپس آن‌را تعارف نمایید.
  • قلیان را بسیار آهسته بکشید. از گرفتن کام‌های تند به شدت خودداری کنید، زیرا این کار، سبب سوخته شدن سریع تنباکو خواهد شد.
  • مدت زمان قلیان کشیدن در یک جمع (بسته به تعداد افراد)، فرق می‌کند. سعی کنید قبل از آن‌که به شما بگویند، خودتان قلیان را به دیگری تعارف کنید.
  • خوب است همیشه به محض آماده شدن قلیان و چاق شدن آن، مجددا بر روی گاز ذغال بگذارید. با این کار، به محض کم شدن کام قلیان، می‌توانید ذغال آن را عوض کنید و دوباره کام قلیان را به حالت اول بازگردانید.
  • موقع خروج دود از دهان، آن را به هیچ عنوان به طرف کسی فوت نکنید. بهترین کار آن است که دود را به سمت بالا بفرستید.
  • هنگام قلیان کشیدن، می‌توانید کتاب شعر بخوانید، موسیقی گوش دهید و یا با دوستتان به دردودل بپردازید. با انجام این کارها، از قلیان کشیدنتان بیشتر لذت خواهید برد.
  • هیچ‌گاه با ذغال قلیان، سیگارتان را روشن نکنید. این‌کار در بعضی جوامع، به مراتب بالاتر از یک فحش ناموسی می‌باشد. اصلا سعی کنید جلوی قلیان سیگار نکشید. این‌کار از حرمت قلیان می‌کاهد.
  • همراه با قلیان، یک چیز شیرین میل بفرمایید، زیرا قلیان فشار خون آدم را پایین میاره و خدایی نکرده ممکنه از هوش برید. استفاده از چای‌وخرما، بسیار مرسوم می‌باشد.
  • دور آخر شلنگ قلیان را هیچ‌گاه باز نکنید. همیشه بگذارید یک دور شلنگ دور قلیان باقی بماند، سپس شروع به کشیدن کنید.
  • هنگام اتمام کشیدن قلیان، شلنگ آن را حتما جمع نمایید و به هیچ عنوان آن را بر روی میز یا زمین پرتاب نکنید.

برگرفته از سایت قلیون

قلیان به لبم ناد علی می‌گوید
نی در دهنم سینجلی می‌گوید
آن قل‌قله‌ای که در کف قلیان است
الله و محمد و علی می‌گوید

نوشته شده توسط پرستو در 22:23 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هشتم مهر 1385

اي نقص فني كه گفتي يعني چه؟!

 

- در صورت اثبات نقص فني توليد پژوي 405 متوقف مي شود.  (روزنامه قدس 17/7/85)

 

 

- روز گذشته در مشهد يك پژو 405 ديگر آتش گرفت!          (روزنامه خراسان 20/7/85)

 

 

گروهي از متخصصان كه متخصص بودن خود را تكذيب كرده اند اعلام داشتند هنگامي نقص فني اثبات مي شود كه يكي از چهار اتفاق زير بيفتد:

 

1- اگر پژو 405 سقوط كند و راننده مرحوم نشود، ماشين نقص فني اش اثبات مي شود.

توضيح غير ضروري: در صورت مرحوم شدن راننده، ماشين مزبور نقصي نداشته و خطاي انساني منجر به اين حادثه شده است.

تذكر: اين سقوط بايستي ناشي از پرواز باشد و افتادن از كوه و دره و  خوردن به ديوار يا ساختمان جزو پرواز محسوب نشده، نمي شود و نخواهد شد!

 

2- اگر راننده پژو 405 كمربند ايمني خود را نبندد حتماً ماشين نقص فني دارد.

نكته آموزشي: بستن كمربند ايمني از كم مصرف كردن برق هم مهمتر است، پس:« هرگز نشه فراموش، هر كي كمربند ايمني نبنده دندون هاش رو مي خوره موش!»

 

3- اگر در پشت و يا جلوي پژو 405 به اشتباه مارك پژو 404 چسبانده شده بود نه تنها ماشين نقص فني دارد بلكه خيلي هم كار بدي است كه با آن ماشين توي شهر دور بزنيد! زيرا احتمال دارد مردم به ماشين شما بخندند كه به اين وسيله به كارخانه سازنده آن توهين مي شود!(واي چه اتفاق بدي!!)

 

4- اگر تمام خودروهاي پژو 405 جهان آتش بگيرند و اثبات شود اين آتش گرفتگي بدون دخالت عناصري همچون هوا، بنزين و يك جرقه اوليه بوده است، ماشين نقص فني دارد.

 

منبع: تنظ نوشته های ارژنگ حاتمی

 

مطلب مرتبط: وزیرصنایع: توقف تولید 405 در صورت اثبات نقص فنی

نوشته شده توسط پرستو در 23:15 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هشتم مهر 1385

نمایشگاه نقاشی‌ یک دختر محکوم به اعدام در تهران

 
 
 
 


"... من دل آرا دارابی، 20 ساله، متهم به قتل، محکوم به اعدام، سه سال است که با رنگ‌ها و فرم‌ها و واژه‌ها از خودم دفاع می‌کنم. این نقاشی‌ها سوگندی است به جرمی ناکرده. تا مگر رنگ‌ها مرا به زندگی بازم گردانند. از پشت دیوارها به شما که به دیدن نقاشی‌هایم آمده‌اید سلام و خیرمقدم می‌گویم."
نمایشگاه نقاشی‌های دل‌آرا دارابی از فردا- جمعه- در تهران افتتاح می‌شود که تا 4 آبان برقرار است. فرصت خوبی برای دوستانی که به هنر و بخصوص نقاشی علاقه دارند. متن بروشور این نمایشگاه را در این آدرس گذاشته‌ام که با فرمت PDF است اما حجم زیادی ندارد.
یادمان باشد که این دختر هنگام محکومیت اعدام 17 سال داشته و به سن قانونی 18 سالگی نرسیده بوده است. و از این مهم‌تر اگر قرار بود که حکم اعدام، اجتماع بهتر و امن‌تری برای‌مان بوجود بیاورد، چرا امروز در این جا هستیم؟ با این همه اعتیاد و جرم و جنایت و نمونه‌هایی بی‌سابقه از آسیب‌های اجتماعی.

منبع: وبلاگ پویا

نوشته شده توسط پرستو در 0:17 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385

من یک دختر شایسته ام!

قدم 150 سانتي متر است درست متناسب با وزنم که 30 کيلو است. بيشتر از همه بچه هاي فاميل تک گرفته ام و در اين زمينه رکورد دارم. با اين حال دارم دانشگاه آزاد چلغوز‌آباد درس مي خونم، ليسانس علّافي.

البته اين جا هم يک جو رهايي مشروطم، ولي قربان جيب بابايي که نمي‌گذارد بيرونم کنند. اهل هيچ رقم ورزشي نيستم. مگر اين که کلاس داشته باشد. دو سه روزي رفتم کلاس يوگا، استخر هم با برو بچ مي رويم، البته محض آب بازي. 

البته بگويم اسکيتم حرف ندارد. توي خيابان روي همه را کم مي کنم. عشق است و صفا. روزي سه پاکت سيگار مي کشم. معنيش اين است که خيلي با‌کلاسم.

مانتوي قد پيراهن مردانه مي‌پوشم، به رنگ مد سال؛ حالا صورتي باشد، قرمز، آبي فرقي نمي‌کند. پاچه هاي شلوارم را چهل لايه زده ام بالا که پاهايم از بيست فرسنگي پيدا باشند. موهايم را زرد کرده ام با مش نارنجي فانتزي.

ابروهاي نخ تاتو شده خنجريم دل را مي برد. با همه پسرهاي دانشگاه، محله، کوچه و ... دوستم. تازه به جز دوستان چت و ... . بلند و دلبري مي‌خندم، با‌حالم، اهل حالم، مهربان، با اتيکت، اجتماعي. خلاصه همه چي تمام. اسم تمام خواننده هاي خارجي را بلدم و آهنگهاي‌شان را با سوت مي زنم.

اهل اس ام اس بازيم خفن. جديدترين ها را پوشش مي دهم. دنبال جديدترين ها با سر مي دوم. ماهواره پيش من کم مي آورد. توي پارتي ها مي‌ترکانم. البته به مامانم قول داده ام اکس نخورم، ولي مانعي براي مايعات وجود ندارد. مي فهمي که؟ 

هميشه رژيم دارم. البته زير نظر دکتر تغذيه. از آن دکترهاي الکي نيست ها بالاي شهر مطب دارد کلي هم سرش شلوغ است من را که مي بينيد منشي‌اش دوستم بود با پارتي بازي وقت گرفتم. اهل خودنمايي نيستم، ولي نمي دانم چرا توي کوچه و خيابان همه نگاهم مي کنند. به قول معروف خوشگلي هم براي ما دردسر شده. اهل ازدواج نيستم. اين کارها مال امل‌هاست. مگر از جانم سير شده ام که يک عمر با يک آدم زبان نفهم که قدرم را هم نمي‌داند زندگي کنم. اين همه بچه باحال توي خيابان ريخته. حيف نيست فقط با يکي عمرم را هدر کنم؟ خداييش حيف نيست؟ باز هم بگويم؟ خداييش من را انتخاب کنيد بد نمي‌بينيد!

منبع: موازی

نوشته شده توسط پرستو در 16:39 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385

چرا هیچکی نظر نمی ده؟!

هان؟! … چرا؟
- اول بخون ببین بزرگترت چی نوشته:

۱۱ علت اینکه خوانندگان نظر نمی گذارند:

    1.  چیزی که نوشتی انقدر کامله که من نمی دونم غیر از احسنت چی بگم. نوشتنشم مسخره اس، میخونم و سراغ مطالب بعدی میرم.
    2. چیزی به من یاد دادی که نمی دونستم، لازمه که قبل از اینکه حتی سوالی بپرسم درباره اش فکر کنم. عین شماره ۱ نمی خوام به خودم زحمت بدم و می رم سراغ بقیه مطالب.
    3. همین که خواستم نظرمو بنویسم فهمیدم که تو فقط جواب رفیقای جون جونیتو میدی. خوشم نمیاد که تو جمع بهم بی محلی بشه.
    4. اونایی که برات نظر میذارن از بحث کردن خوششون میاد و من نه! گمون نکنم که شهامت اثبات نظرمو به جمع داشته باشم.
    5. کم پیش میاد که به نظرات جواب بدی. پس دیگه نوشتنش چیه؟!
    6. سبک وبلاگت خیلی فنیه و منم اونقدر اهلش نیستم که پیگیر مطالبش باشم.
    7. واقعاً از وبلاگ و مطلبت خوشم میاد ولی اونقدر خسته، گرفتار یا هزار جور وضعیت دیگه دارم که به تو مربوط نمیشه. دفعه بعد که اومدم نظر میذارم.
    8. مطالبتو با سوالای خیلی کلی تموم می کنی: "نظرتون در مورد تئوری بیگ بنگ چیه؟" این سوال از اون سوالای خیلی کلیه. وقت جواب دادنشو ندارم. یه جوریه اگه بخوام با جوابی محدود نظر بدم.
    9. حصاری میکشی وقتی مجبورم می کنی که برای نظر دادن لاگین کنم. همین الآنشم کلی پسورد دارم و اونقدر نمیشناسمت که بخوام یکی هم برای تو درست کنم.
    10. مطلبت تازه و محرک نبود و چیزی از خودت توش پیدا نکردم. انگار که این مطلبو توی ۱۰ وبلاگ دیگه خونده ام. اگر نظر دادم خبرت می کنم.
    11.  مطلبت منفی و مخرب بود. تخریب، وحشتناکه. خیلیها از مطالب منفی خوششون نمیاد چون میدونن که ممکنه نوبت خودشونم بشه. نظر نمی دم چون نمی خام قاطی بشم.

منبع: دو در دو

نوشته شده توسط پرستو در 17:51 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385

تو این شبهای پربرکت قدر ما رو هم از دعای خیرتون بی نصیب نذارید.

 

نوشته شده توسط پرستو در 17:25 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385

چگونه يك خواننده محبوب و مردمي و پولدار شويم؟

ارژنگ حاتمي، در وبلاگ خود به نام تنظ‌نوشته‌ها با نگاهي هجوآلود به برخي از ترانه‌خوان‌ها پرداخته است. او براي خواننده «محبوب و مردمي و پولدار» شدن راهنماي ساده‌اي نوشته است!

1ـ اولين قدم براي وارد شدن به عرصه هنر، قهر كردن با مادر است، مگر نشنيده‌ايد كه مي‌گويند: «هر كس از مادرش قهر كرد، رفت خواننده يا بازيگر شد؟!»، البته اگر خيلي بچه ننه هستيد و نمي‌تونيد با مادرتون قهر كنيد، فقط يك راه ديگه داريد و اون هم اين است كه به باباتون بگيد بره و يك زن ديگه هم بگيره و شما از ننه دوميتون قهر كنيد!!

2ـ اكنون شما بايد به دنبال ترانه بگرديد، اما چون پول نداريد ... ببخشيد چون ترانه‌سراها را قبول نداريد تصميم مي‌گيريد از خودتان شعر در كنيد! براي اين كار لازم است به دور و ور خود نگاه كنيد و نام هر چيزي را كه مي‌بينيد بسراييد، البته راه‌هاي فراوان ديگري هم براي ترانه‌سرايي هست كه در مقال نمي‌گنجد.

3ـ نگاهي به دور و بر خود بيندازيد، چه مي‌بينيد؟ يك اتاق به هم ريخته... نه كمي نگاهتان را وسعت دهيد ... حالا چي مي‌بينيد؟ ... درست است يه عالمه استعداد كه هنوز كشف نشده‌اند، حتما شما پسرخاله و يا پسر عمويي داريد كه گيتار زدن بلد باشد، پس سريعا با خانه عمه و خاله‌تان تماس بگيريد و با آنها بگوييد خواننده شده‌ايد و به نوازنده نياز داريد، آنها هم سريعا از شما مي‌خواهند اجازه دهيد برايتان آهنگ بسازند!

4ـ به وزارت ارشاد برويد و كمي خواهش و تمنا كنيد كه به آلبوم شما مجوز ندهند، اگر هم مجوز دادند باز هم عيبي ندارد شما كار خودتان را بكنيد يعني سري به نشريات زرد بزنيد و بگوييد كه دست‌هايي پنهان، چشم ديدن موفقيت شما را ندارند و تهديد كنيد از كشور مي‌رويد!

5ـ پرواز به آن طرف آب‌ها، براي شروع دبي خوب است (چون بيشتر از اون پول بليت نداريد!)، اكنون شما به يك شبكه 24 ساعته دعوت مي‌شويد كه حرف بزنيد، براي محبوبيت هم كافيست جلوي دوربين گريه كنيد و بگوييد دلتان براي كشور و كوچه‌هاي شهرتون تنگ شده ... اصلا بهتره يه شعر هم در اين مورد بخونيد:

مي خوام بيام به ايرون تو صف نون بمونم ... اونجا واسه خودم و ننه‌ام بخونم
اينجا دلم گرفته، يه همزبون ندارم ... اينجا حتي «لپ لپ» هم نداره!
(اصلا مهم نيست كه شعرتون قافيه و وزن نداشته باشه، مهم حس شماست كه منتقل ميشه!)

6ـ نگاهي به خود بيندازيد ... چه مي‌بينيد؟ يك جوان، موي بلند، روي سياه، ناخن كثيف؟! نه ... بهتر به خود نگاهي بيندازيد ... چي مي‌بينيد؟ چي؟ يك جوون منحرف غرب‌زده بي‌خانمان؟! ... اصلا بهتره خودم بگم، شما الآن به آرزوي خودتون رسيده‌ايد، اكنون شما يك خواننده محبوب هستيد كه حتي در روستاها هم پوسترها و CD هاتون خريد و فروش مي‌شه، و هر روز چند كنسرت مي‌گذاريد.

7ـ حالا وقت آن است كه كمي به گذشته خود فكر كنيد و به ياد آوريد چه كسي شما را راهنمايي كرد تا يك خواننده شويد؟! كمي معرفت داشته باشيد و حداقل يك امضا به من بدهيد!

نوشته شده توسط پرستو در 17:6 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و یکم مهر 1385

جايگاه متفاوت شب قدر در ميان شيعه و سني

• 18 ماه زندان ، مجازات سکس در مسجد ! / مسجد؟ استغفرالله!!!

• یه پسر خوب چه کارهایی باید انجام نده؟! / آقا پسرا توجه کنید!

• ایرانیان موفق / افتخاران ملی!

• سخنرانی های دکتر علی شریعتی 

 

 

شب قدر و ويژگي‌ها و مشخصات آن از موارد مشترك در ميان شيعه و سني است، هرچند اختلافاتي درباره مصداق و يا برخي جزئيات آن در ميان اين دو گروه وجود دارد.

محمدرضا تقي‌دخت رهقي در مقاله‌اي از سه منظر ديدگاه اهل سنت درباره شب قدر را به بررسي نشسته است.

در اين مقاله آمده است: موضوع و اهميت شب قدر، همان‌طور كه در ادبيات فكرى، عقيدتى و روايى شيعه جايگاه ويژه و بالايى دارد، در بين ساير فرق مسلمين نيز شأن و جايگاه خاص خود را دارد. دو فرقه و شعبه اصلى آيين اسلام، يعني مذاهب تشيع و تسنن، اگر چه در برخى موارد و موضوعات مرتبط با شب‌هاى قدر و آيين‏ها و مناسك ويژه، آن، اختلاف نظرهايى دارند، اما در اهميت و جايگاه آن ترديد روا نمى‏دارند.

شايد اختلاف‏هاى روايي و موضوعى كه در اين نوشتار به عمده‏ترين آن‌ها اشاره خواهد شد، مباحثى باشد در خور توجه و اهميت، اما مهم‏تر از همه اين مباحث، قبول بالاتفاق وجود چنين شبى است و فيض جارى‌اي كه خداوند در اين شب از آسمان و به مداومت مى‏فرستد. سرچشمه اين اتفاق نظر و عقيده نيز آيات مشير به اين موضوع در قرآن كريم است و سرچشمه آن اختلاف نظرها، تأثير و تاثر اختلاف عقايد و برداشت‌ها از اين آيات، كه در ميراث حديثى و روايى هر دو فرقه رسوخ يافته است... .

از جمله مواردى كه در كتب روايى و آثار مفسران اهل سنت در مورد آن، اختلاف نظر وجود دارد و سرانجام اجماع عالمان اين مذهب برآن مهر خاتمت مى‏نهد، موضوع «جايگاه زمانى شب قدر» است. شب قدر، اگر چه در تواتر روايات شيعى، قطعاً از شب‌هاى دهه سوم ماه مبارك رمضان شمرده مى‏شود و ترديد در آن نيز به واسطه روايات منقول از ناحيه معصومين(ع) و نيز تفاوت تفاسير روايات است، اما از اين حيث كه شبى خارج از ماه رمضان نيست، مورد اجماع كلي و قطعى است.

در ميان عالمان و در ميراث روايى و تفسيرى اهل سنت، اما، ابتدا در اين خصوص و سپس در قطعى كردن جايگاه اين شب در ماه مبارك رمضان ترديد و تفاوت وجود دارد. دسته‏اى از روايات، همچون روايت مشهور «ابوحنيفه» در «شرح الازهار»، بر اين اعتقاد تاكيد مى‏كند كه شب قدر به طور قطعى و يقينى نمى‏تواند در اين دهه باشد و بلكه در تمامى ليالى سال پنهان است. روايت مذكور، كه در ضمن مسئله‏اى فقهى وارد شده، چنين است: «شب قدر، در ميان شب‌هاى سال پنهان است و چنان‌چه كسى طلاق همسرش را مشروط به انجام در شب قدر نمايد، بدون گذشت يكسال كامل، طلاق واقع نشده است»... .

شايد روايت «عايشه» از احوال رسول مكرم اسلام در دهه پايانى ماه رمضان را نيز تاكيدى بر اين جايگاه زمانى بتوان شمرد: «آنگاه كه دهه آخر رمضان فرا مى‏رسيد، رسول خدا شب‌ها را بيدار بود و اهل و خويش خود را نيز بيدار مى‏داشت و از زنان دوري مي‌جست»(المغنى، ج 3ـ ص 179) و نيز روايت »ابن عمر« از اعتكاف پيامبر در دهه پايانى ماه مبارك رمضان را كه در »صحيح مسلم« آمده است: «پيامبر دهه انجامين ماه رمضان را در اعتكاف بودند» (شرح نووي، ج8 ـ‌ص 66)... .

روايات و مباحث متعدد و متفاوتى در اين خصوص در منابع اهل سنت وارد شده است كه در يك طبقه بندى كلى به سه دسته روايات تاكيده كننده بر شب بيست و يكم، شب بيست و سوم و شب بيست و هفتم تقسيم مى‏شوند. البته روايات بسيار ضعيفي نيز مبني بر ليلةالقدر بودن شب هفدهم وجود دارد؛ ازجمله روايت «ابن عباس» در «درالمنثور» (ج6ـ ص376)... .

در «صحيح مسلم» آمده است: «گفته شده شب بيست و سوم، شب قدر است و اين موضوع قول بسيارى صحابه و تابعين است» (ج8 ـ ص 58) و در روايتى از »ابن عمر» منقول است كه «فردى نزد پيامبر عرض كرد كه در خواب ديده است شب قدر، هفت روز مانده به پايان رمضان است و پيامبر فرمود خواب‌هاى شما كه بر بيست و سوم توافق دارند صحيح‌اند و هر كس خواست شب‌زنده‌دارى قدر را درك كند، اين شب را احياء نگهدارد» (مجمع البيان، ج10ـ ص) و نيز روايت منقول از «سعيد بن جبير» در «درالمنثور»(ج6ـ ص 373) كه مؤيد همين نظر است... .

از جمله مباحث ديگرى كه در خصوص شب قدر مطرح است، اختصاص و عموميت زمانى شب قدر به دوره‏اى خاص، يا جريان داشتن اين باب واسعه الهى در همه دوره‌هاست. از موضوعاتى كه تقريباً اتفاق نظر در مورد آن به حد اجماع و تواتر رسيده است، عموميت داشتن شب قدر در همه دوره‏ها و زمان‌هاست؛ اما پاره‏اى احاديث و روايات منقول در اسناد روايى اهل سنت، كه گاه به آن‌ها استدلال مى‏شود و بى طرفدار نيز نيستند، بر اين اعتقاد استوارند كه شب قدر مخصوص به دوره خاص حيات پيامبر بوده است و ديگر شب قدرى وجود ندارد. به بيان ديگر، اين شب، اختصاص به دوره‏اى خاص از زمان (دوران حيات پيامبر) داشته و قابل تكرار نيست... .

در جمع روايات سه گانه فوق، بايد گفت شب قدر با توجه به روايات و مستندات، از ديد شيعه اختصاص به قبل از پيامبر و بعد از آن تا امروز دارد و شايد فضيلت‏هاى آن در امت پيامبر ازدياد پيدا كرده و از ديد اهل سنت، شبى است اختصاصي براى امت پيامبر كه تا امروز نيز ادامه دارد و قبل از پيامبر نبوده و در واقع امتياز مسلمانان بر ساير امت‌هاست؛ اگر چه رواياتى اندك شمار نيز در منابع اهل سنت وجود دارد كه شب قدر را فقط مربوط به زمان پيامبر مى‏داند... .

 بازتاب

نوشته شده توسط پرستو در 16:26 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیستم مهر 1385

تقویت زبان

از وقتی فهمیدیم استاد محترمه درس زبان تخصصی هنوز ازدواج نکرده به طرز خفنی عاشق زبان انگلیسی شده ایم و هیچ درسی نمی خوانیم مگه زبان !

توهمات باطعم شکلات

 

نوشته شده توسط پرستو در 23:56 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نوزدهم مهر 1385

ما می توانیم!

دیروز (18 مهر 1385) دانشجویان دانشگاه ما(صنعتی شیراز) در اعتراض به وضع نامناسب غذا – پس از گفتگوی مسالمت آمیز بی نتیجه – مجبور به راه اندازی آشوب در سلف دانشگاه شدند.

عکس های سلف بیچاره ی دانشگاه و .../ سلف پسرا!!!

نتیجه اعتراض:  گشنه موندیم!!! تازه من روزه بی سحری گرفته بودم!!! ( امان از دست این پسرا! )

پیام اخلاقی: به حق خودمون قانع باشیم!

 

نوشته شده توسط در 23:11 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هجدهم مهر 1385

مردی دوقلوی خود را به دنیا آورد!

چندی پیش گزارشی از مردی که به نظر می رسید باردار است منتشر شده است. شکم این مرد که سانجو باگات (Sanju Bhagat) نام دارد به طور ناگهانی ورم کرده و به نظر می رسید که در حال زایمان می باشد.

او که در شهر ناگپور (Nagpur) در هند زندگی می کند میگوید در تمام طول زندگی از شکم متورم و بزرگ خود احساس خجالت و ناراحتی می کرده است، ولی بالاخره یک شب ناراحتی ظاهری او به نگرانی بسیار بزرگتری تبدیل شد و او را به سرعت راهی بیمارستان کردند.

در ابتدا پزشکان فکر می کردند که غده سرطانی بزرگی در شکم باگات وجود دارد بنا براین تصمیم به جراحی و خارج سازی آن از شکم مرد گرفتند. پزشکان فکر می کردند که این تومور به قدری بزرگ است که به دیافراگم وی فشار وارد آورده و تنفس او را با مشکل روبه رو کرده است.

ولی آنها پس از آغاز جراحی متوجه پدیده عجیبی شدند که تا کنون با آن برخورد نداشتند، بعد از شکافت عمیق شکم مرد یک گالن حاوی مایعات در شکم او پاره شد و سپس اتفاق بسیار عجیبی رخ داد که حیرت همگان را برانگیخت.

پزشکان متوجه تعداد بسیار زیادی استخوان در داخل شکم مرد شدند، در ابتدا یک عضو از بدن و سپس عضو دیگری، مقداری مو، یک فک و قسمتهایی از اعضا تناسلی را از شکم مرد خارج کردند.

در داخل شکم باگات یک موجود ناقص وجود داشت که پا و دست کاملا شکل گرفته و کامل با ناخن های بسیار بلند داشت.

در ابتدا به نظر می رسید که این مرد هندی باردار بوده و بچه ای در شکم خود پرورش داده ولی گروه پزشکی بیمارستان هند متوجه شدند که برادر دو قلوی باگات در شکم وی قرار داشته که به تدریج در شکم او رشد پیدا کرده و به قدری بزرگ شده که زندگی او را در خطر انداخته است.

"جنین در جنین" یکی از شگفت انگیز ترین پدیده های پزشکی در دنیا به شمار می آید. جنینی که در درون جنین دیگر قرار دارد از خون دوقلوی خود حتی بعد از تولد همچنان تغذیه می کند تا جاییکه کاملا رشد کند.
پزشکان هندی خاطر نشان کرده اند که تا کنون کمتر از 90 مورد جنین در جنین در تاریخ پزشکی در دنیا مشاهده شده است.
منبع: مجله اینترنتی فریا
نوشته شده توسط پرستو در 19:53 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفدهم مهر 1385

احتمال جابجایی پایتخت از تهران !

راه مقابله با ویروس جدید در اینترنت  /ویروس جدید یاهو مسنجر که خود به خود پیام ویروسی میفرستد!

 علي دايي سرمربي موقت سايپا شد! / شیره!

» بحرانهای طبیعی و غیرطبیعی مسوولین کشور را برای تغییر پایتخت به تفکر واداشته است .

بگزارش البرز بحرانهایی همچون سیل ,زلزله ,نشست های طبیعی وغیرطبیعی و...منجرشده است تامسوولین وزارت مسکن وشهرسازی کارشناسانی رابه منظورانتقال پایتخت مامور به تحقیق نماید.

طرح انتقال پایتخت ازتهران هم اکنون درقالب طرحی دراین وزارتخانه برای ارزیابی وارایه نظرات کارشناسی درحال بررسی است .

این طرح براساس گزارشات متعدد مسوولین ستادپیشگیری ومدیریت بحران کشوربه این وزارتخانه ارایه شده که دراین گزارشات مواردی همچون عوامل طبیعی وغیرطبیعی ناشی ازفعالیتهای انسانی بعنوان مهمترین عوامل بحران پایتخت عنوان شده است .

دراین گزارشات زلزله بعنوان مهمترین عامل بحران سازبرای پایتخت عنوان شده ولی ازعواملی مانندسیل وخاک برداریهای غیراصولی نیزبعنوان عواملی که میتواندبحرانهای انسانی ومالی غیرقابل جبرانی رابه تهران واردسازدیادشده است .

براساس این گزارش وجودقنات های زیرزمینی موجب سستی خاک درپایتخت است که باخاک برداریهای غیراصولی میتواندموجبات بروزمشکلی جدی رابهمراه بیاورد.

منبع

نوشته شده توسط پرستو در 23:4 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفدهم مهر 1385

ولادت دومین اختر تابناک امامت و ولایت بر همه شیعیان مبارک باد.

 

تصویری از زائرین مزار غریب امام حسن (ع)

نوشته شده توسط پرستو در 15:20 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفدهم مهر 1385

زنان بالای 40 سال از ظاهرخود ناراضی هستند !

بر اساس تحقیقات انجام شده از آنجائیکه قریب به اتفاق زنان پس از سن 40 سالگی از ظاهر خود متنفر می شوند، اختلالات تغذیه در این سنین به اوج خود می رسد.

در بیش از 70 درصد از زنان تلاش هایی که به منظور کاهش وزن انجام می شوند، در 40 سالگی قالب جدی تری به خود می گیرند. در این راستا 58 درصد افراد از برنامه غذایی نامناسب استفاده می نمایند.
در تحقیقات فوق از بین 2000 زنی که مورد مطالعه قرار گرفتند، اکثر آنها از وضع ظاهری خود ناراضی به نظر می رسند و تقریبا نیمی از آنها عمل های زیبایی انجام داده یا در صدد انجام آن هستند.
بی بی سی نوشت:محققین هشدار داده اند که اختلالات تغذیه در هر سنی برای سلامتی مضر است و بنابراین بهتر است زنان هیچگاه اقدام به کاهش سریع وزن خود ننمایند.
آمار نشان داده که به طور متوسط زنان در سن 40 سالگی بسیار بیش تر از سنین جوانی نگران اضافه وزن خود می باشند. اظهارات زنان در این زمینه بیانگر این نکته است که در این سنین کاهش وزن در مقایسه با قبل بسیار مشکل تر می شود. تقزیبا بیش از یک سوم زنان در این سن دائما در رژیم غذایی به سر می برند.
همین نگرانی باعث شده اکثریت زنان به تغذیه نامناسب عادت کنند، صبح ها اغلب بدون صرف صبحانه به کار روزانه مشغول شوند، یک ساندویچ کوچک یا یک غذای مختصر به عنوان ناهار و شکلات همراه با نوشیدنی به جای شام میل می کنند. مسلما چنین رژیم غذایی سلامت افراد را به مخاطره می اندازد.
به علاوه برای کاهش سریع وزن، یک سوم زنان از قرص لاغری و ملین استفاده می کنند. معمولا بعد از سن 40 سالگی، زنان نسبت به آن دسته از هم سالانشان که از اندامی مناسب برخوردارند، حسادت بیشتری نشان می دهند و عواملی چون بالا رفتن سن، بار داری و یائسگی را مسبب اصلی دانسته و مورد سرزنش قرار می دهند.
عمل های زیبایی
آمار و ارقام به دست آمده از انجمن جراحان پلاستیک کشور انگلستان در سال 2005 نشان داده که امروزه عمل هایی که با هدف زیبایی انجام می پذیرد، در بین زنان کاملا رایج است، این رقم طی یک سال - از 15019 در سال 2004 به 19601 در سال2005 - رسیده است. متدها و ابزارهای متعدد مبارزه با پیری 42 درصد و عمل های پلک چشم 50 درصد افزایش یافته است.
طبق اظهارات سخنگوی انجمن اختلالات تغذیه انگلستان : "نکته نگران کننده در تحقیقات اخیر این است که زنان از روش های نامناسب و خطرناک برای رسیدن به وزن ایده آل و تناسب اندام استفاده می کنند؛ در حالیکه رژیم غذایی مناسب و ورزش از سن چهل سالگی به بعد، بیش از هر زمان برای زنان ضروری است. لاغر شدن سریع که اغلب به کمک دارو صورت می گیرد، بدون شک منجر به بروز مشکلات و عواقب ناگوار خواهد شد."
"متاسفانه در جامعه کنونی تاکید غیرضروری بر ظاهر افراد باعث رواج این تفکر غلط شده که تناسب اندام، تغییر وزن و شکل ظاهری، کلیه مشکلات احساسی و روحی آنان را مرتفع خواهد کرد."

منبع: البرز نیوز

نوشته شده توسط پرستو در 15:13 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم مهر 1385

 

ـ بابايي! چرا ما مثل بقيه‌ي مردم براي مسافرت كردن سوار كشتي نمي‌شيم؟

ـ حرف زيادي نزِن بِچِه! حواست به شناكردنت باشِد!!!

نوشته شده توسط پرستو در 10:45 |  لینک ثابت   • 

شنبه پانزدهم مهر 1385

کنکور نرگس و سایر ماجرا ها

متن زیر از میان یک میل دریافتی برای شما نقل می گردد:
1- در نمای پایانی که بهروز و نسرین در برف راه می رفتندبهار کجا بود؟؟؟؟؟
الف)خانه ی بخت
ب) خانه ی سالمندان
ج)از فرط بزرگی ترکیده بود
د)چون زمستان بود.بهار نبود.
2-عاقبت منصور چه شد ؟؟؟؟؟؟
لف)به اتهام جاسوسی دستگیر شد
ب)مسئول ستاد بپا خیزی شرق شد
ج)جایزه ی A برچسب انرژی را می گیرد
د) به دار کشیده می شود.
۳-چه بلایی سر ۱۲ قسمت حذف شده ی نرگس آمد؟؟؟؟؟؟
الف)داده اند سگ خورده
ب)داخل جوی آب است
ج)از آن فیلم سینمایی ساخته اند
د)اگر نظری دارید بنویسید.
4-۳۵۲س۶۳ـ تهران ۱۱ چیست؟؟؟؟؟؟؟
الف) پرشیای شوکت
ب)پراید همیشه در صحنه
ج)شماره حساب شوکت
د)هیچی نیست.
5-سرنوشت بچه ی دوم سمانه و هدایت چه شد ؟؟؟؟؟؟؟
الف)به سرنوشت بچه ی اول دوچار شد.
ب)پیش مادر بزرگش هست
ج)هلاک شد
د)مگه سمانه بچه دار هم شد ؟؟؟؟
۶مو های بهروز چرا سفید شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الف)گذشت ۳ سال
ب)دوری از خانواده
ج)استفاده از شامپو های فاسد
د)ترس از بچه ی غول نسرین
۷-خانه ی عموی نرگس چه سرنوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟
الف)گذاشت رفت ایتالیا
ب)افتاد تو طرح
ج) در آثار فرهنگی ثبت شد
د)به سریال ۹۰ قسمتی ((نرگس ۲)) اجاره داده شد
۸-سرنوشت زن دوم شوکت چه شد ؟؟؟؟؟؟؟
الف) با رستم ازدواج کرد
ب)اعظم سرش را زیر آب کرد
ج)از ناراحتی خود کشی کرد
د)مرده شور ریخته شو ببرن...!!!!!!
۹-سرگرد ایمانی الان مشغول چه کاری ست ؟؟؟؟؟؟
الف)وکالت خانواده ی نرگس را بر عهده می گیرد
ب)در حال جمع آوری مدارک علیه شوکت است
ج)با هدایت دفتر کار آگاه خصوصی زدن
د)اخراج شده است
10-نقش دوست شقایق در این سریال چه بود؟
الف)نقش در ماشین آقای شوکت را بازی می کردند
ب)نقشی نداشت ولی فامیل کارگردان بود
ج)مگه شقایق دوست داشت؟
د)شقایق؟نمنه؟
نوشته شده توسط پرستو در 12:8 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوازدهم مهر 1385

هنگامه

bullet_green  سيدحسن خميني: آيا به اندازه موي خانم‌ها ، نسبت به فقر هم حساسيت داريم؟

bullet_green  موزه سكس، اسباب شرمندگي انگليسی‌ها...

bullet_green  ماجرای تازه دست خط منسوب به امام زمان (عج) !

bullet_green  دختر 9 ساله كودك است، مجازاتش نكنيد

 

 
میدونم که خیلی ها منتظر آهنگ های جدید هنگامه هستند . بنابراین دانلود کنید:
ارتش صلح
1) یا تو یا هیچکس دیگه
2) معجزه
3) ارتش صلح
4) ادعا
5) بهونه
6) آخر خط من و تو 
7) ایران
کلیه اهنگ ها با بیت ریت 128 kps هستند.
نوشته شده توسط پرستو در 11:6 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه یازدهم مهر 1385

ترفند هايي براي شاد زيستن

آنجه در اينجا مشاهده مي كنيد راههايي براي افزايش ميزان شادي شماست فقط هر چند روز آنها را مرور كنيد يا آنها را به خاطر بسپاريد تا اثر بخشي آنها را دريابيد.


خوشحالي و غمگيني را مي توانيد خود انتخاب كنيد. پس خوشحالي را انتخاب كنيد.

هر روز سه انسان را ستايش كنيد.

در صورت امكان طلوع خورشيد را تماشا كنيد.

اولين نفري باشيد كه سلام مي كنيد.

اگر افرادي را دوست داريد، براي گفتن آن وقت را تلف نكنيد.

با همه به گونه اي رفتار كنيد، كه دوست داريد با شما رفتار كنند.

هيچگاه تسليم كسي نشويد و آنگاه است كه معجزه رخ مي دهد.

سعي كنيد هر روز اسم افرادي را به خاطر بياوريد.

از نظر فكري خشن و از نظر احساسي نازك دل باشيد.

از آنچه بايد مهربانتر باشيد.

بدانيد يكي از بزرگترين نيازهاي محيطي نياز به قدر داني است.

به قول خود وفا كنيد.

ياد بگيريد حتي زمانی كه احساس خوبي نداريد، خود را بشاش نشان دهيد.

هر چيز بهتري را كه پيدا مي كنيد رها كنيد.

به خاطر داشته باشيد برنده ها كارهايي را انجام مي دهند كه بازنده ها مي خواهند آن كار را انجام دهند.

وقتي به سر كار خود مي رسيد، اجازه دهيد اولين چيزي كه به زبان مي آوريد باعث افزايش روحيه همكارانتان شود.

تحت تاثير اهدافتان زندگي كنيد.

كلنجار رفتن با گذشته را متوقف كنيد.

خوب بزن بريم

نوشته شده توسط پرستو در 15:39 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه یازدهم مهر 1385

ديدار شجريان و صفار هرندي

استوارنامه سفير اتريش، ديروز به اقاي احمدي‌نژاد تقديم شد.

اون طرف آقاي دكتر ....... اون طرف .........!


استاد شجريان و وزير ارشاد با هم ديدار و گفت‌وگو كردند.

صفار (با خودش): اين آقا به چشمم خيلي آشنا مي‌ياد.


در راستاي ركوردشكني‌هاي عجيب و غريب، عكس آرون استادهام را ببينيد در حال شكستن ركورد، سيخكي‌ترين موي جهان. (عكس از رويترز)


اين هم يك برج انساني 250 نفره كه البته فقط قسمتي از آن در عكس ثبت شده. اسم گروه سازنده هم مثل ارتفاع‌شان طولاني است: La Colla Vella de Xiquets de Valls


و اندر عوالم مشت و مال!

 

نوشته شده توسط پرستو در 11:34 |  لینک ثابت   •