پیوندهای روزانه
- مدرک دکتر کردان !
- گویش شیرازی (سایت شهرداری شیراز)
- بررسي شبهه ازدواج عمر با ام كلثوم
- واقعا اینها کیک هستند ؟!
- چگونه غذای سلف را قابل تحمل کنیم
- بالاخره كردان جعلي بودن مدركش را تائيد كرد!
- سایت دانلود کتاب "کندو" - با لینک مستقیم
- کامپیوترم را دوست دارم چون...
- فتاوي ازدواج مجاهدين با دختران کوچک
- کشف پیکره نوزده متری بودا در بامیان
- ازدواج ناشيانه جوان دانشجو با مادر همکلاسي اش!!
- كلهپاچه مرغوب، دستي 11 هزار تومان
- داستان تلخ جمع آوری دیش ها | عکس
- بازی LOST برای موبایل با فرمت جاوا
- بیش از 150 موتور جستجو!
- آرشیو پیوندهای روزانه
چهارشنبه سی ام آبان 1386
تلفن مستقیم ایران و امریکا
حتما خبر مربوط به ابتکار یک دختر خانم ایرانی در امریکا را خوانده و یا شنیدهاید (منبع)
حالا فرض کنید مشابه این کار در ایران اتفاق بیافتد یعنی مثلا یک دختر خانمی در تهران کنار پارک ملت بیایستد و یک تلفنی را آنجا نصب کند و از مردم بخواهد با امریکایی ها ارتباط برقرار کنند. فکر میکنید چه اتفاقاتی بیفتد؟
مثلا فرض کنید اولین عابری که از آنجا میگذرد یک جوان ایرانی باشد که در پارک منتظر دوست دخترش بوده و چون طرف هنوز نیامده و او را سرِکار گذاشته حسابی دلخور و ناامید است و تصمیم گرفته خودکشی کند. حالا این جوان رعنا چشمش به این تلفن میافتد:
- خانم ببخشید. این تلفن مجانیه؟
- آره. فقط برای آمریکاست. برای تفاهم و نزدیکی بین دو ملت است.
- با اجازه.
یک شمارهای را میگیرد. اتفاقا یک دختر امریکایی در واشنگتن گوشی را برمیدارد.
- الو. آر یو امریکن؟
-....
- آی ام ایرانین. کن یو اسپیک انگلیش؟!!
-....
- مای نیم ایز کیکاووس. آی لاو یو وری وری وری ماچ! آی لاو امریکن گرلز وری وری ماچ!
- ...
- آی وانت تو کام لوس آنجلس. دَنس. عشق. صفا. آر یو آندرستند؟
(ارتباط قطع میشود. اشکال از مخابرات است)
نفر بعدی:
نفر بعدی یک خانم خانهدار است که زنبیل بدست در حال رفتن به طرف منزل است و از اینکه دو ساعت توی صف شیر بوده ولی به او شیر نرسیده ناراحت است.
از او میخواهند از این تلفن استفاده کند و اگر سوالی از مردم امریکا دارد بپرسد.حرفهای او را همزمان برایش ترجمه میکنند:
- الو؟
-....
- الو سوزان خانم شمایید؟ شوهرت خوبه؟ خودت خوبی؟ بچههات خوبند؟ مدرسه میرن؟ شوهرت درآمدش خوبه؟ والله ما که اینجا پوسیدیم. همه چیز گرون شده. از نخود لوبیا بگیر تا شونه تخم مرغ. خرجمون نمیرسه. اجاره خونه بالاست. خوش بحال زمان اون خدا بیامرز که همه چیز فت و فراوان بود. سوزان خانم میشه یک خواهش کوچکی ازتون بکنم؟
-....
- میشه از آقای بوش بپرسین کی به ما حمله میکنه؟ خسته شدیم از این وضع!
نفر بعدی:
یک برادر بسیجی است که در ابتدا به دختر خانم ایستاده در کنار تلفن تذکر میدهد تا حجابش را درست کند بعد یک شمارهای در امریکا را میگیرد.مکالمات بصورت همزمان ترجمه میشود.
- سلام علیکم اخوی. طاعات و عبادات شما قبول حضرت حق.امریکا چه خبر؟ همه چیز میزونه؟ دانشجویانتان شلوغ پلوغ نمیکنن؟ وضع فساد چجوره؟
-...
- میگم. اگه دوست داشتید یه دعوتنامه واسه ما بفرستید با چندتا از برادرا بیایم اونجا وضع بدحجابی و منکراتتون را فی سبیل الله میزون کنیم. در ضمن انرجی هسته ای هم حق مسلم ماست و امریکا هیچ غلطی نمیتونه بکنه. یا علی مدد!
-....
چند دقیقه بعد.
چند نفر از ماموران شهرداری از راه میرسند و بساط آن دخترخانم را جمع آوری کرده و متهم را به جرم سد معبر و ارتباط با بیگانگان و توهین به مقدسات تحویل مقامات میدهند.
منبع : ملا حسنی
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
حكايت جواني كه ساعت نداشت
مرد جوون : ببخشين آقا ، مي تونم بپرسم ساعت چنده ؟
پيرمرد : معلومه كه نه !
جوون : ولي چرا ؟ ! مثلا" اگه ساعت رو به من بگي چي از دست ميدي ؟ !
پيرمرد : ممكنه ضرر كنم اگه ساعت رو به تو بگم !
جوون : ميشه بگي چطور همچين چيزي ممكنه ؟ !
پيرمرد : ببين ... اگه من ساعت رو به تو بگم ، ممكنه تو تشكر كني و فردا هم بخواي دوباره ساعت رو از من بپرسي !
جوون : كاملا" امكانش هست !
پيرمرد : ممكنه ما دو سه بار ديگه هم همديگه رو ملاقات كنيم و تو اسم و آدرس من رو بپرسي !
جوون : كاملا" امكان داره !
پيرمرد : يه روز ممكنه تو بياي به خونه ي من و بگي كه فقط داشتي از اينجا رد ميشدي و اومدي كه يه سر به من بزني! بعد من ممكنه از روي تعارف تو رو به يه فنجون چايي دعوت كنم ! بعد از اين دعوت من ، ممكنه تو بازم براي خوردن چايي بياي خونه ي من و بپرسي كه اين چايي رو كي درست كرده ؟ !
جوون : ممكنه !
پيرمرد : بعد من بهت ميگم كه اين چايي رو دخترم درست كرده ! بعد من مجبور ميشم دختر خوشگل و جوونم رو بهت معرفي كنم و تو هم دختر من رو مي پسندي !
مرد جوون : لبخند ميزنه !
پيرمرد : بعد تو سعي مي كني كه بارها و بارها دختر من رو ملاقات كني ! ممكنه دختر من رو به سينما دعوت كني و با همديگه بيرون بريد !
مرد جوون : لبخند ميزنه !
پيرمرد : بعد ممكنه دختر من كم كم از تو خوشش بياد و چشم انتظار تو بشه ! بعد از ملاقاتهاي متوالي ، تو عاشق دختر من ميشي و بهش پيشنهاد ازدواج مي كني !
مرد جوون : لبخند ميزنه !
پيرمرد : بعد از يه مدت ، يه روز شما دو تا مياين پيش من و از عشقتون براي من تعريف مي كنين و از من اجازه براي ازدواج ميخواين !
مرد جوون در حال لبخند : اوه بله !
پيرمرد با عصبانيت : مردك ابله ! من هيچوقت دخترم رو به ازدواج يكي مثل تو كه حتي يه ساعت مچي هم از خودش نداره در نميارم!!!
پ.ن. ممنون از آقا پویا بابت ارسال مطلب قشنگشون ![]()
جمعه بیست و پنجم آبان 1386
چگونه شانس بیاوریم؟
هنگامی که به 45 سال گذشته برمیگردم، چنین به نظرم میرسد که بزرگترین عامل تمام موفقیتهای من به عنوان دانشجو، دیپلمات یا تاجر، خوش شانسی بوده و بس. هنگامی که از ناپلئون پرسیدند که آیا او ترجیح میدهد فرماندهان ارتش وی شجاع باشند یا زیرک، او پاسخ داد هیچکدام، من فرماندهان خوش شانس را ترجیح میدهم.
سوال اینجاست، چگونه شانس بیاوریم؟
در اینجا هفت عادتی را که برای من عامل خوش شانسی بوده اند، با شما در میان میگذارم:
1. ماجراجو باشید اما سر دار و ندارتان شرط نبندید.
تمام موفقیتهای من به خاطر روحیه ریسک پذیرم بوده است. من آسایش تحصیل در دانشگاه شهر خود را رها رده و برای تحصیل به خارج رفتم. بر سر موضوعی که واقعا برایم اهمیت داشت در مقابل رئیسم ایستادم. از کار در شرکت استعفا داده و کار خودم را به وجود آوردم. به فروشنده ای در مقابل وثیقه اندک پول قرض دادم و موارد بیشماری از این قبیل. اینها، کارهایی بودند که بیشترین پاداش را به دنبال داشتند. اما، در تمام این موارد من میتوانستم از عهده پیامدهای شکست هم بربیایم. البته قرار هم نبود که در صورت شکست به جزیره الب تبعید شوم، اما باید همه جوانب کار را سنجید. هرچند که من همیشه هم نمینشینم و یک برنامه عریض و طویل بچینم، بیشتر اوقات تنها از حس درونی خود پیروی میکنم، اما در تمام شرایط، کاری را انجام میدهم که بدانم میتوانم از پس شکست آن برآیم.
ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386
دختر ایرانی (کاریکاتور)

تفریح!

دانشگاه

اشتغال

امنیت اجتماعی

احترام اجتماعی
سه شنبه بیست و دوم آبان 1386
خرچنگ آبی
امروز خرچنگی
در گلوی من گیر کرده
خرچنگی به رنگ آبی
و خالهای نارنجی تند
و
صدای مورچه از دهانم بیرون میآید
برگرفته از : رها
دوشنبه بیست و یکم آبان 1386

سال گذشته به منظور نیازی كه در جامعه دختران كشور دیده میشد حس كردیم اگر روزی را به نام دختران نامگذاری كنیم آنها بهتر میتوانند خودشان را به اثبات برسانند و خلاقیتهایشان را شكوفا كنند به همین دلیل طرحی ارایه شد كه بر اساس آن روز میلاد حضرت معصومه (س) روز دختران نامگذاری شود.
حضرت معصومه (س) با توجه به اینكه در زمان رحلتشان دوشیزه بودند و مرقد مطهرشان نیز در ایران است میتوانند الگوی مناسبی برای دختران كشور باشند.
شنبه نوزدهم آبان 1386
تفاوتهاي مردان و زنان !!!
آينده
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.
موفقيت
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.
ازدواج
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند، ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.
روابط
اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان ''همه مردها نادانند'' مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: ''فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده.
'' نام اين كار تماس تلفني ''ازت متنفرم/عاشقتم'' است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند.
پ.ن: البته در همه موارد استثنا هم وجود دارد مثل من و خانم کپی! ![]()
ادامه مطلب
چهارشنبه شانزدهم آبان 1386
عمل جراحی موفقیتآمیز دختر 8 اندامی هندی
یک تیم 30 نفره پزشکی در یک جراحی طولانیمدت 27 ساعته این عمل را انجام دادند.
وضعیتی که دختربچه هندی به آن مبتلا بود از لحاظ پزشکی «ایسکیوپاگوس» ischiopagus نامیده میشود. وقتی در زمان رشد جنینی دوقلوها در قسمت ایسکیوم به هم متصل میشوند ، این اصطلاح به کار برده میشود.

قلوی همسان این دختر ، در زمان زندگی جنینی به درستی تکامل پیدا نکرده بود و در حالی که اصلا سر نداشت، اندامهایش در وضعیتی بسیار نادر به این دختر متصل شده بود.
یکی از پزشکان بیمارستان اسپراش Sparsh وضعیت این دختر را خوب توضیف کرد و گفت که وی به مدت 48 ساعت در ICU بستری خواهد شد.
عمل جراحی ، روز سهشنبه شروع شد و در حالی که انتظار میرفت 40 ساعت طول بکشد ، ظرف 27 ساعت به اتمام رسید.
از آنجا که هندوها طبق اعتقادات خود ربالنوع ثروت را دارای 4 دست میدانند ، لاشمی تاتما را با این الهه مقایسه میکردند و بعضی از ساکنان دهکده ای که لاشمی همراه والدینش در آن زندگی میکرد ، به همین علت برای این دختربچه احترام زیادی قائل بودند
عمل جراحی بسیار مخاطرهآمیز بود اما پزشکان چارهای به جز انجامش نداشتند. این دختر نمیتوانست به سبب وضع اندامهایش راه برود و بعد از دوره بلوغ هم شانسی برای زندگی نداشت.
والدین لاشمی ، کارگرهای فقیری هستند که در شمال هند زندگی میکنند. آنها به روزنامهها گفتند که پیشنهادات سیرکها را برای خرید دخترشان رد کرده بودند.
پزشکان در طی جراحی ، علاوه بر برداشتن اندامها ، بدشکلی لگن و ستون مهرهها را هم اصلاح کردند.
بیمارستان «اسپراش» کلیه هزینههای جراحی را بر عهده گرفت.
منابع : رویترز و اسکای نیوز و یک پزشک
سه شنبه پانزدهم آبان 1386
لباس عروس 200.8 متری
با حتمی شدن برگزاری مراسم المپیک 2008 در چین ، یک مرد چینی بنام Ken داره روی موضوعات خیلی عجیب عروسی خودش و نامزدش که به سال 2008 مربوط باشه فکر میکنه.
این مرد تصمیم گرفت که یک لباس عروس 2008 متری برای عروس خانومش بدوزه. اما دوخت و هزینش خیلی زیاد میشد. برای همین اندازه لباس رو به 200.8 تغییر داد. این لباس با 208 گل پروانه ای تزئین شده و 3 متر هم عرض دارد. همچنین وزن این لباس 100 کیلوگرم شده و حدود 3 ماه دوخت این لباس طول کشید.
این زوج خوش سلیقه مراسم نامزدی خودشون رو در باغ Guangzhou Sunflower عکس گرفتند. کارگران حدود 5 ساعت طول کشید تا تونستن لباس این عروس خانم رو مرتب و آماده عکسبرداری کنند.
منبع : دخترونه
دوشنبه چهاردهم آبان 1386
شاپرک

شاپرک بالت شکسته، پر ِ پرواز تو بسته /
می بینم غم توی چشمات چه غریبونه نشسته /
شاپرک خوابه قناری، چه جوری دووم میاری؟ /
گلا پژمرده و زردن، تو عجب طاقتی داری /
شاپرک دردت به جونم، تو رو از خودم می دونم /
بذا یک شعری که گفتم واسه ی دلت بخونم /
شاپرک دل توی سینه ساعت ها تنها می شینه /
وقتی شب می رسه از راه خواب پروازُ می بینه /
واسه زخمام یه دوا نیست، دلم از دلت جدا نیست /
توی این غربتِ جون گیر یه نگاه آشنا نیست /
هر جا که می ری خزونه، غروبه، دل نگرونه /
آفتابش جونی نداره، اما شب این جا می مونه /
نمی دونم مث بارون رو کدوم شونه ببارم /
روی شاخه ها تو غربت، شاپرک من تو رو دارم /
شعر از : فریبا وکیلی ، با تشکر از ویروس که این شعر رو واسم فرستادند.
یکشنبه سیزدهم آبان 1386
خودكشي دكتر زهرا ساختگي است

كانون زنان ايراني : روحيه خوب زهرا در بازداشتگاه همدان؛ دلداري هاي خانواده اش به ويژه برادرش كه بین پانزده تا بیست دقیقه قبل از مرگش با او صحبت كرده بود و اعتقادات قلبي و مذهبي دکترزهرا همه از دلايلي است كه فرضيه خودكشي اش را در بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهي از منكر شهر همدان رد مي كند.
پس از بازداشت 48 ساعته زهرا وقتي پدر و مادر براي اطلاع از وضعيت دخترشان به همدان مي روند ماموران خبر خودكشي زهرا را مي دهند.
خانه دكتر زهرا در كوچه اي تنگ و باريك در محله خاوران در جنوب تهران است.جايي كه كودكي اش در آن گذشته است.ساختمان كوچك دو طبقه اي كه پدر و مادر داغدارش پذيراي مان مي شوند.
یگانه برادر زهرا اشك ريزان از خواهرش مي گويد:"اصلا در ذهن ما خودكشي زهرا نمي گنجد.او دختري مذهبي بود كه آخرين يادگاري اش قرآن بود."
مادر گريه كنان قرآن نفیس روي تاقچه را نشان مي دهد.قرآني كه زهرا ماه رمضان امسال به عنوان هديه براي مادش خريده بود.
برادر از شب حادثه مي گويد.زماني كه او ساعت يك ربع به 9 شب با خواهرش صحبت كرده است:"آنقدر حال زهرا خوب بود كه تمام نگراني هايم بر طرف شد.به او گفتم خواهر نگران نباش.پدر و مادر در راهند و به زودي به همدان مي رسند."
اما پدر زهرا وقتي ساعت 9 و نيم شب به همدان رسيد به او خبري دادند كه نمي توانست آن را باور كند. پدر به ريش هاي سفيدش دستي مي كشد و با بغضي در گلو ماجرايي را تعريف مي كند كه هنوز دركش بسيار سخت است:"به من گفتند دخترت ساعت 9 شب خودش را كشته است.آخر چطور ممكن است دختري با نماز و مذهبي در يك ربع وسايل خودكشي را فراهم كند.آخر براي چه؟"
در همين زمان برادر مي گويد:"به يقين مي گويم كه خودكشي زهرا غير ممكن است. چون خوم يك ربع پيش از مرگش صحبت كردم با روحيه خوبش و دلداري هاي من محال است او خودكشي كرده باشد."
او از حرف هاي ضد ونقيض مسئولان ستاد امر به معروف و نهي از منكر؛اداره آگاهي و حتي گواهي پزشكي قانوني از مرگ خواهرش مي گويد.اين كه مسئولان ستاد مرگ دكتر زهرا را ساعت هشت ونيم شب اعلام مي كنند اما برادر ساعت يك ربع به 9 شب با او صحبت كرده بود و پزشكي قانوني كه ساعت مرگ را ساعت 9 اعلام كرده است.
مادر روي پاهايش مي كوبد و ضجه كنان مي گويد:"روي پاهاي زهرا چند كبودي كه جاي لگد بوده؛ديده شده است.حدس مي زنم كه همان موقع زهرا به ماموران گفته كه بگذاريد تا پدر و مادرم بيايند تا نشان تان بدهم. شاید همین حرفهای زهرا مامورا را عصبانی کرده و او را زیر کتک گرفته اند"
اعضاي سه نفره خانواده كوچك دكتر زهرا در اتاق كوچك خانه نشسته اند و از اتفاقي مي گويند كه 21 روز از آن مي گذرد و هنوز باور مرگ دخترشان سخت است.گوشه اتاق مادر؛عكس هاي فارغ التحصيلي زهرا را روي زمين چيده است.يه عكس ها زل زده :"يك و نيم سال پيش از دانشگاه تهران دكتري اش را گرفت.هفت سال در مدرسه تيزهوشان درس خواند و با رتبه 21 در رشته پزشكي وارد دانشگاه تهران شد.امسال هم امتحان تخصص داشت.او مي خواست اورولوژيست شود."
برادر عكس ها را از دور نظاره مي كند و همين طور اشك هايش سرازير مي شود:"زهرا دختر مقاومي بود.از آن دسته دخترهايي كه بر نمي تافت حرف زور بالاي سرش باشد و هميشه از حقوق اش دفاع مي كرد."
برادر همين نكته را پررنگ و تاكيد مي كند:"احتمال مي دهم زهرا جواب نيروهاي ستاد امر به معروف را داده و جر و بحث بالا گرفته است و آنها هم زهرا را مورد ضرب و شتم قرارداده اند."
برادر كه خودش فارغ التحصيل رشته مهندسي است شك ندارد كه خودكشي زهرا ساختگي است:" ماموران ستاد امر به معروف عكس هاي جاي پاي زهرا را در خودکشی ساختگی زهرا نشانم دادند اين عكس به قدري ساختگي بود كه با يك نگاه و كمي فكر مي توانستي به ساختگي بودنش پي ببري.يك جاي پاي پررنگ كه مانند مهر به زمين كوبيده شده بود.در حالي كه براي فراهم كردن خودكشي حتما نياز است كه چند بار از صندلي بالا و پايين بروي و قطعا از يك جاي پا بيشتر خواهد بود."
ادعا مي شود كه زهرا با پارچه هاي تبليغاتي موجود در بازداشتگاه طناب دار ساخته است.در حالي كه پدر و مادر زهرا اين موضوع را رد مي كنند:"زهرا 170 سانتي متر قد و 77 كيلو وزن داشت و پارچه هاي تبليغاتي چگونه مي توانند تحمل چنين وزني را داشته باشند؟"
مادر با لهجه شمالي دائما زير لب زمزمه مي كند كه گناه دخترم چه بود؟به چه جرمي او را کشتندو در همين زمان پدر به اتاق 9 متري طبقه بالا اشاره مي كند.اتاق زهرا كه بيشتر اوقات تا صبح و هنگام سحر چراغش روشن بود و زهرا كتاب هاي دشوار تخصصي و پزشكي را مي خواند.
و مادر همچنان گريه كنان زمزمه مي كند:"در همین خانه كوچك يك مهندس و يك دكتر تحويل جامعه دادم اما چنين بلايي بر سر دخترم آورد."
منبع : کانون زنان ایرانی
جمعه یازدهم آبان 1386
فوق رو عشقه ...

اینترنت خوابگاه که قطع بشه ، ما هم می شینم واسه فوق درس می خونیم ... ![]()
الانم که وصل شده ، ما باز هم می خوایم بریم واسه فوق درس بخونیم ... ![]()
چهارشنبه نهم آبان 1386
آرزوهای ویکتور هوگو
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی
****
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی
از جمله دوستان بد و ناپایدار
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دستکم یکی در میانشان
بیتردید مورد اعتمادت باشد
****
و چون زندگی بدین گونه است
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد
که دستکم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی
ادامه مطلب
سه شنبه هشتم آبان 1386
تولد تولد

سلام به همه دوستان گلم ، پیر و جوون ، دختر و پسر ، کوچیک و بزرگ ...
امروز روز تولده ، تولد وبلاگم ، بالاخره وبلاگم دو ساله شد ... ۸ آبان ۸۴ اولین پستم رو توی این وبلاگ نوشتم و با کمک شماها کارم رو ادامه دادم...
چقدر از این دو سال خاطره دارم ، چه دوستای خوبی پیدا کردم ، چه قدر آدم ها دوستم داشتند و بهم کمک کردند ، مطمئنم اگه حمایت شما عزیزان نبود تا حالا ۱۰ بار وبلاگ نویسی رو ول کرده بودم ...
حالا همتون تو جشن تولد وبلاگ دعوتین ، همه ی همتون ...
کاش می شد یه جشن تولد واقعی برگزار کنم و همه رو دعوت کنم ... امیدوارم یه روزی بتونم این آرزو رو برآورده کنم ...
بازم به کمکتون نیاز دارم ، می خوام بازم تشویقم کنید تا سرد نشم و به کارم ادامه بدم ...
از همتون ممنونم ، به وبلاگم هم تولدشو تبریک می گم ... دوستتون دارم ...

پ.ن. جا داره اینجا از چند تا از دوستای گلم شخصا تشکر کنم :
هستی خانم که بهم توی وبلاگ کمک می کنند، آقا پویا و ستاره خانم که واقعا دوستای خوبی هستند ، (آقا پویا جایزه شما محفوظه )، آقا داریوش که دامنه دات کام رو بهم هدیه کردند و تمامی دوستان عزیزم که با کمک ها و نظراتشو بهم نیرو دادند.
ممنونم
![]()
![]()
![]()
دوشنبه هفتم آبان 1386

اين نميشود كه ما مرتب بشنويم آمريكا ميخواهد به ايران حمله كند. يك بار هم كه شده ما آنها را تهديد به جنگ و خشونت كنيم ببينيم مزهي خودابرقدرتبيني چطور است!؟ حالا اينها در قالب لفاظي و تهديد و تنها براي ترساندن است ما هم فرض كنيم با اين جملات و كلمات كه هر روز ميشنويم در دل مردم و شهروندان آمريكايي وحشت ايجاد كنيم. مسلماً از اين سياستهاي خط و نشان كشيدن براي جنگ تنها ملتهاي دو كشور و بسياري كشورهاي ديگر ضرر خواهند كرد. جنگهايي اين گونه، زيان آن دوطرفه است و هيچ وقت پيروز قاطعي ندارد. به همين سادگي و نيز به همين خوشمزگي، يا چه چيزهايي متصور است:
- مذاكره با بخشي از القاعده و ساير گروههاي تندروي اسلامي و توافق براي همكاري در حملات ايذايي و انتحاري عليه اهدافي در خاك آمريكا و اروپا. مسلماً اتحاديه اروپا از حمله به ايران بيشترين صدمه را خواهد خورد و البته به نفع چين و روسيه خواهد بود.
- سازماندهي گروههايي در خاك آمريكا جهت حمله به تاسيسات، مراكز مهم و ترور اشخاص برجسته دولت آمريكا كه اقدامات حفاظتي از آنها ميلياردها دلار هزينه در برخواهد داشت.
- سازماندهي و تقويت شاخهي نظامي حزبالله و ساير گروههاي فلسطيني و لبناني كارآزموده در حملات چريكي به منافع و اهداف خاص و ترور اشخاص برجسته آمريكايي در مناطق مختلف جهان
- حملات مكرر به سفارتخانهها و ساير مراكز دولتي آمريكا در سراسر جهان و نيز سفارت كشورهاي اروپايي هم پيمان
- آموزش و سوق دادن نيروهاي ارتش و سپاه از جنگ كلاسيك به جنگ چريكي و ايجاد گردانهاي متعدد براي جنگهاي نامنظم
- حملات چريكي به پايگاههاي آمريكايي در خاك افغانستان، عراق و تركيه
- خروج كامل از سازمان ملل و عدم پايبندي به مقررات و معاهدات بينالمللي
- تقويت و آموزش سازمانها و گروههاي مخالف در عراق، لبنان، سوريه به عنوان لژيونرهاي جنگ جديد با آمريكا
- ايجاد ناامني و وحشت براي شهروندان آمريكايي در سراسر جهان با ترورهاي برنامهريزي شده و بمبگذاريهاي متعدد در سراسر آمريكاي شمالي و ساير نقاط جهان
- مينگذاري آبهاي خليج فارس و بستن تنگه هرمز و حملات ايذايي به سكوهاي نفتي و پالايشگاهها و خطوط گاز و نفت كشورهاي همسايه نظير عراق، كويت و عربستان جهت بالا بردن هر چه بيشتر قيمت نفت
- برپايي و هدايت راهپيماييهاي عظيم ضدجنگ در خاك اروپا و آمريكا با حضور مخالفان و نيز خانوادههاي آمريكايي قربانيان جنگهاي اخير
- تقويت و مذاكره با رسانههاي بينالمللي همسو مانند برخي شبكههاي ماهوارهاي و مطبوعات جهت پاتك رسانهاي
- جلب همكاري مخالفان جهانيسازي، مخالفان سلاحهاي هستهاي، مخالفان جنگ، مخالفان آلودگي محيط زيست و در كل مخالفان آمريكا و گروههاي چپگرا و اسلامگرا جهت حملات تبليغاتي مداوم
- تبليغات وسيع در جهان اسلام، بنيادگرايان و گروههاي تندروي اسلامي عليه آمريكا و تشديد فضاي ضدآمريكايي
- تبليغات رواني مكرر در مورد حمله نيروهاي آمريكا به غيرنظاميان و كودكان و بمباران مناطق مسكوني
- جلب همكاري كشورهاي همپيمان يا در ضديت با آمريكا براي كمكهاي نظامي و تسليحاتي
- ايجاد جو ضدآمريكايي در آمريكاي لاتين از طريق همپيمانان فعلي
- و گزينههاي بسيار ديگر كه بشر كينهتوز و جنگافروز و انتقامجو و استراتژيستهاي جنگ به راحتي ميتوانند آن را به كار ببرند.
- يك كار ديگر هم ميشود كرد: بهترين دفاع حمله است. وقتي تهديدات مقامات آمريكايي به اوج خود ميرسد ميتوان ترتيب چند حمله كوچك و بزرگ در خاك آمريكا و برخي منافع آن در سراسر جهان را داد تا از درون با آن درگير شده و دچار فرسايش و ناامني شوند. از قرار معلوم برخي مقامات جنگطلب آمريكا از 11 سپتامبر آنچنان كه بايد عبرت نگرفتهاند و شهروندان آمريكايي نيز همچنان ماليات ميدهند كه جنازهي فرزندانشان را از خاورميانه بازگردانند.
اين دورنمايي از آيندهي ويران دو كشور است و جنگ آيندهاي كه اين چنين به راه بيفتد جنگ صليبي خونين و كثيفي خواهد بود كه از گذشت و نجابت ريچارد شيردل و صلاحالدين ايوبي در آن خبري نخواهد بود!
با همهي اينها، صلح و مذاكره و لغو تحريمها عليه ايران و روشهاي مسالمتجويانهاي جز جنگ و تحريم هم روش متمدنانه و بهتري است. آمريكا نيز متعلق به ما و تمام كشورهاي دنياست. آمريكا را ملتهاي سراسر جهان از جمله ايرانيان ساختهاند و نه حكومت جنگطلب فعلي آن. دشمني دولتهاي دو كشور نيز دليل دشمني ملتهاي آنها نيست. ميماند تا انتخابات 2008 تا سيارهي زمين براي هميشه از شر وجود دار و دستهي بوش خلاص شود و انسانهاي ساكن زمين نفس راحتي بكشند. بگذاريم مردم ايران نيز خود سرنوشتشان را تعيين كنند.
منبع : نقطه
یکشنبه ششم آبان 1386
هفت پند از مولانا...

در فروتنی مانند زمين باش /
در مهر و دوستی مانند خورشيد باش /
هنگام خشم و غضب مانند کوه باش /
در سخاوت و بخشش به ديگران مانند رود باش /
در هماهنگی و کمک به ديگران مانند دريا باش /
خودت باش همانگونه که مينمائی /
پ.ن. امروز روز تولد مولاناست ، این روز رو به همه دوستداران ایشان تبریگ می گم.![]()
پ.ن. امروز روز تولد دوست و همکار بسیار عزیزم هستی خانم هم هست ، می خواستم خودش یه پست واسه تولدش تو وبلاگ بذاره که نذاشت ، از بس نجیبه این دختررررررر ... هستی جون تولدت خیلی خیلی خیلی مبارک، کیک تولد یادت نره ، منم واست یه کادو خوشگل خریدم ... ![]()
پ.ن. دو روز دیگه هم یه روز خیلی مهمه ، هر کی حدس بزنه یه جایزه پیش خانم کپی داره ...![]()
جمعه چهارم آبان 1386
باز هم نظر لطف بینندگان
واقعا ممنون ... ![]()
پ.ن. تو این شعر یه بار از پرستو استفاده شده ، دو بار از هستی !!! هستی می کشمتتتتت ![]()
پنجشنبه سوم آبان 1386
خوشبختی
اگه بگم هر آرزويي بکني برآورده ميشه، چه آرزويي مي کني؟
صبر کن، چشماتو ببند، خوب فکر کن، بعد تو دلت آرزو کن.
.
.
.
.
.
مطمئنم آرزوهاي زيادي داري.
آدمها همه همينطور هستن.
هزار و يک خواست و آرزو دارن.
اما در حقيقت، همه دنبال يه چيز هستن.
خوشبختي
آدمها از صبح تا شب اين در و اون در ميزنن دنبال خوشبختي
از صبح تا شب تو اين کوير پر از سراب، دنبال يه قطره آب خوشبختي
خودشون رو بدنبال اين سراب و اون سراب به آب و آتيش مي زنن
و در پايان روز نااميد و تشنه، چيزي جز شن و خاک نصيبشون نمي شه
آدمها همه دنبال خوشبختي هستن
هر کسي خوشبختي رو تو يه چيزي مي بينه
پول، قدرت، همسر خوب، ماشين فلان مدل، ويلاي فلان جا و ...
واسه همين هم هر کسي براي رسيدن به خوشبختي يه چيزي رو آرزو داره
جالب اينجاست که هيچ کس در اين ميون، خود خوشبختي رو آرزو نمي کنه
طفلک آدمها، طفلک خوشبختي
آدميزاد با اينهمه ادعاي دانش و خرد
عقلش نمي رسه که بجاي آرزو کردن اين همه چيزاي جور وا جور
براي رسيدن به خوشبختي
خود خوشبختي رو آرزو کنه
به همين سادگي
طفلک آدمها
باور کن خيلي از آدمها تا آخر عمرشون، دنبال خوشبختي
به اين در و اون در مي زنن و بدنبال بدست آوردن چيزهاي مختلف
براي رسيدن به خوشبختي عمرشون رو هدر ميدن
در حالي که کافي بود فقط خود خوشبختي رو آرزو مي کردن
به همين سادگي
پی نوشت: همیشه خوشبخت و آسوده باشید.



