تبليغاتX
خانم کپی

پیوندهای روزانه

جمعه سی ام آذر 1386

یلدا مبارک

یلدا مبارک

پی نوشت اول : مثل هر سال تو دانشگاه ما امشب جشنه ، جشن شب یلدا ، زیباترین جشن دانشگاه ، جشنی که اکثر بچه ها انتظارشو می کشیدن ، امیدوارم مثل سال های قبل شب به یاد ماندنی و زیبایی باشه.

پی نوشت دوم : شب یلدا برگی از تمدن کهن ایران

پی نوشت سوم : یلداتون مبارک

 پی نوشت هستی: همه شب یلدا جشن میگیرند من بیچاره باید بشینم خونه درس بخونم! شب یلدایی خوش داشته باشید و زمستانی شاد در انتظارتون باشه.

نوشته شده توسط پرستو در 15:13 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386

زنانی که چند شوهر دارند ؟

 

تا این زمان تبت تنها کشوری است که در آنجا بعضی از زنان چند شوهر قانونی دارند و این کار را به اصطلاح علمی Polyandry می نامند از آنجا که اطمینان داشتیم هیچ چیز در جهان بی دلیل نیست مانند همیشه دست به دامن تحقیق زدیم تا واقعیت این کار را درک کنیم ، پس از تحقیق طولانی متوجه شدیم تنها دلیل این کار مشکلات اقتصادی است و دو دلیل برایمان آوردند :

 

دلیل اول : پدری که چهر فرزند دارد ، یکباره یک دختر را به عقد چهار پسرش در می آورد و البته طبق قراردادی که دارند زن مذبور هر شب یا هر هفته را با یکی از برادران بسر می برد ، با این کار اولا پدر اجازه نمی دهد که اساس خانواده اش گسیخته شود بلکه بالعکس وجود زن واحد سبب اتحاد آنان می گردد و همه پروانه سان دور یک چراغ پرواز می کنند ، ثانیا ثروت پدر که از همه مهمتر است پراکنده نمی شود و به هدر نمی رود !

دلیل دوم : اگر همان پدر در مدت یکسال چهار دختر را برای چهار فرزندش عقد کند و زنان مذبور جداگانه باردار شوند ، در مدت یکسال یک خانواده چهار نفری ، دوازده نفر خواهد شد . اما چون زمین تبت زیاد حاصلخیز نیست و مواد غذایی محدود است ، می کوشند که از تولید نسل تا جائیکه مقدور می باشد جلوگیری کنند و با این کار جمعیت تبت را همیشه به همان اندازه ای که هست حفظ کنند .

ما پس از شنیدن این دلایل به مردم تبت لقب مناسبی دادیم ، لقبی که از هر جهت در خور آنهاست ( اکونومیست های متفکر ) ! و در آخر این سئوال برایمان پیش آمد که این جا چه بلایی به سر فرزندان می آورند و فرزندی که از یک زن واحد بوجود می آید مال کدام برادر است ؟ معلوم شد که اولاد اول به برادر بزرگتر تعلق خواهد داشت و به همین قیاس فرزندان بعدی به برادران کوچکتر خواهد رسید . خیلی میل داشتیم بفهمیم که در شب اول عروسی میان برادران نزاعی در می گیرد یا نه ؟ اما چون این سئوال خیلی فنی بود از پرسش صرف نظر کردیم و بالاتر از همه چون خودمان هم دو برادر قرار شد به تجربیات خود مراجعه کنیم .

منبع : سفرنامه برادران امیدوار ، جهانگردان ایرانی ، خلاصه ای ازصفحات : 91 ، 92 ، 93

منبع اینترنتی : ققنوس

 

نوشته شده توسط پرستو در 17:31 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386

زندگی یه بازیه !

- ده ، بیس ، سی ، چل ، پنجا شص ، هفتاد هشتاد نود صد ... بیام ؟ بییییام ؟

* کوچک که بودیم یادت هست که ، بازی می کردیم ، قایم باشک ، قایم موشک  ، اسمش همینها بود ، یادت هست ؟ من سر می گذاشتم سینه دیوار و تو با خنده های نخودی ات می رفتی قایم شوی ، من چشمهایم را می بستم و می شمردم ، ده . بیس ، ... و صدای خنده ات می آمد ، .. بیام ؟ آهسته می گفتی : - بیا ، می آمدم دنبالت ، پشت در ، گوشه اتاق ، لابه لای پتوها ، زیر میز ، باخنده ات نشانی ام میدادی ، که بیایم ، و می آمدم و می خندیدیم و چه شاد و بی خیال از آینده ...
حالا ، من چشم هایم باز است ، در دلم می شمارم ، ثانیه ها را ، و روزها را و ماه ها را و .. و تو می روی ، خنده ات را نشانی نیست ، رفتنت را می بینم اما ، گم که میشوی دیگر  ، میدانم ، پیدایت نخواهم کرد ، خنده هامان را لولو خورد ، روزهایمان را پیشی برد ، قایم باشک این روزها بازی همه آدم هاست ، شمردنش هست ، چشم گذاشتنش هست ، دیوارهای بلند سفیدش هست ، جابرای قایم شدنش هم هست ، اما ، پیدا شدنش نیست ، پیدا کردنش نیست ، خنده هایش .. نیست .  با توام ... رفتی ؟ ...

" ... رفته بود ... "



- ضمیمه : ترانه کودکانه با صدای فرهاد

منبع : سنجاق قفلی

نوشته شده توسط پرستو در 20:44 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386

آسیب شناسی فک و فامیل

۱ - خاله

معناي لغوي : خواهر مادر

معناي استعاره اي : هر زني كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد .

نقش سمبليك : يك خانم مهربان و دوست داشتني كه خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد .

غذاي مورد علاقه : آش كشك.

ضرب المثل : خاله را ميخواهند براي درز ودوز و گرنه چه خاله چه يوز. خاله ام زائيده، خاله زام هو كشيده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمي شناسه. اگه خاله ام ريش داشت، آقا داييم بود .

زير شاخه ها : شوهر خاله: يك مرد مهربان كه پيژامه مي پوشد و به ادبيات و شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازي دوران كودكي  كه يا در بزرگسالي عاشقش مي شويد اما با يكي ديگه ازدواج مي كنيد يا   باهاش ازدواج مي كنيد اما عاشق يكي ديگه هستيد .

مشاغل كاذب : خاله زنك بازي، خاله خانباجي .

چهره هاي معروف : خاله خرسه، خاله سوسكه.

داشتن يك خاله ي مجرد در كودكي از جمله نعمات خداوندي است .

 

۲ - عمه

معناي لغوي : خواهر پدر

معناي استعاره اي : هر زني كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر زني كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد .

نقش سمبليك : به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل : ۱ - جواب همه ي فحش هايي كه مي دهيد. مثال :  عمته ... ۲ - جواب همه ي محبت هايي كه مي كنيد. مثال: به درد عمه ات مي خوره ... ۳- توجيه كليه ي بيقوارگي ها/رفتارهاي نامتناسب شما (تنها براي دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتي . ۴ - خيلي چيزهاي بدِ ديگه. از ذكر مثال معذوريم ...

غذاي مورد علاقه : شله زرد، سمنو .

ضرب المثل : ندارد (تخفيف به دليل   تعدد در   نقش هاي سمبليك ).

زير شاخه ها : شوهر  عمه: يك مرد   پولدار كه   سيبيل قيطاني دارد و چندش آور است . پسرعمه/دخترعمه: همبازي دوران كودكي   كه در بزرگسالي حالتان را به هم مي زنند .

مشاغل كاذب : Match-Making

چهره هاي معروف :  عمه ليلا .

ترجيع بند : دختر كه رسيد به بيست، بايد به حالش گريست. (شما رو نمي دونم ولي من اينو از عمه ام مي شنوم نه از خاله ام !)

داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسي هاي زندگي است .

 

۳ - دايي

معناي لغوي : برادر مادر

معناي استعاره اي : هر   مردي كه با   مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر مردي كه پتانسيل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد .

نقش سمبليك : يكي از معدود مرداني كه   هر چند به سياست علاقه مند است اما حس گرمي به شما مي دهد، هميشه حرفهايتان را مي فهمد و مي شود پيشش گريه كرد .

غذاي مورد علاقه: فسنجون .

ضرب المثل : عروس را كه مادرش تعريف كنه، براي آقا داييش خوبه. اگه خاله ام ريش داشت آقا داييم بود .

زير شاخه ها :   زن دايي: يك زن چاق و شاد كه خيلي كدبانو است و جلوي مادر قپي مي آيد .  پسردايي/دختردايي: همبازي دوران كودكي   كه در بزرگسالي   مثل يك همرزم ساپورتتان   مي كنند .

چهره هاي معروف :  علي دايي، دايي جان ناپلئون .

ترجيع بند : همه چيز زير سر اين انگليساست .

سعي كنيد حتما حداقل يك دايي داشته باشيد .

 

۴ - عمو

معناي لغوي : برادر پدر

معناي استعاره اي : هر   مردي كه با   پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد .

نقش سمبليك : يكي از مرداني   كه شما   هميشه بايد بهش بوس بدهيد و بعد برويد   كارتون ببينيد  تا او با پدر حرفهاي جدي بزند. يكي از مرداني كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزي مي پزد و هميشه وقتي مي رود پدر ساكت شده، به فكر فرو مي رود .

غذاي مورد علاقه : قرمه سبزي، آبگوشت .

ضرب المثل : عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند .

زير شاخه ها :  زن عمو :  يك   زن خوشگل   كه زياد به شما توجه نمي كند و خودش را براي مادر مي گيرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازي دوران كودكي  كه اگر تا هجده-بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نكنيد خطر را از سر گذرانده ايد .

مشاغل كاذب : بازي در قصه هاي ايراني-اسلامي .

چهره هاي معروف :  عمو زنجيرباف،  عمو يادگار، عمو پورنگ .

داشتن يك   عمو ي   پولدار خيلي خوب است .

ممنون از آقا پویا بابت فرستادن این مطلب جالب.

 

نوشته شده توسط پرستو در 21:11 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386

خوشحالم

بعد سه ماه برگشتن به آغوش گرم خانواده واسه سه روز ، عوض کردن روحیه ، بیرون اومدن از یکنواختی و راحت شدن از محیط سرد و بی روح خوابگاه باعث شده که الان خودم رو شاد حس کنم...

این کار باعث می شه تا واسه پایان ترما روحیه ی مضاعفی بگیرم و فارغ از هر نوع فکر و خیال بشینم درس بخونم...

باید سعی کنم از این به بعد فقط و فقط به درس و پیشرفت فکر کنم ، به این که من می تونم و استعدادشو دارم ، به این که باید بتونم !

تو این سه ماهی که گذشت خیلی سختی کشیدم و خواهم کشید ، یه خرده اش به علت بچه بازی های خودم بود و یه خرده دیگه هم به علت سردرگمی و کسلی ... ولی این جور که با خودم حساب کردم در آینده وضعیتم به سرعت رو به بهبودی می ره !

خوشحالم و از خودم راضی

پ.ن. معذرت می خوام اینقدر گنگ و نامفهوم حرف می زنم ، اینا بیشتر حرفایی هست که واسه خودم و تلاش خودم می زنم ، کسایی میان اینجا و مطالب وبلاگ رو می خونن که نمی شه راحت بود، مثل جنابعالی !

 

نوشته شده توسط پرستو در 20:47 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نوزدهم آذر 1386

دستگیری های ۱۶ آذر

منبع : نیک آهنگ کوثر

 

نوشته شده توسط پرستو در 14:47 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم آذر 1386

تبریک

 

 " روز دانشجو بر تمامی پویندگان طریق علم و معرفت مبارک باد . "

 

پ.ن. جمله بالا رو نوشته شده روی پارچه ای در محیط دانشگاه دیدم ! جالب به نظر اومد !!!

روزمون مبارک

نوشته شده توسط پرستو در 13:25 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم آذر 1386

توصیه های بهداشتی برای برخی از عناصر ذکور!

۱. وقتی پشت ترافیک گیر کردید، مطمئن باشید که گره ترافیک در سوراخ دماغ‌تان نیست! پس بیخودی توی سوراخ دماغ‌تان نگردید!

۲. وقتی یک نفر روسریش می‌افته، ممکنه برای شخص شما عجیب و باورنکردنی به نظر بیاد، ولی اینو از من قبول کنید که روی سر اون عنصر معلوم‌الحال هم همون چیزهاییه که روی سر مادرخواهرهاتون هم هست و حتا اگه خوش‌شانس باشین، خودتون هم مقداری از اون رو روی کله‌ی مبارک دارین: مو ! فکر نمی‌کنم هیچ آدمی از زیر پوست کله‌اش چغندر و شلغم سبز بشه! چرا این همه تعجب می‌کنید و تا فاصله‌ای که دیگه چشم‌تون یاری نمی‌کنه و یا تا وقتی که توی جوی آب بیفتید، به طرز مبسوطی(!)آن عنصر معلوم‌الحال بخت‌برگشته رو هی رصد می‌کنید؟ هی رصد می‌کنید؟

۳. وقتی می‌خواید گلو تون را صاف کنید، خیلی ارام و بی‌صدا و یا حداکثر با سرفه این کار رو انجام بدین! بلندتر بودن صدای اخ و تف‌تون نشانه‌ی مرد بودن شما نیست! باور کنید!

۴.  وقتی با خانم زیبایی روبرو می‌شین،‌ مطمئن باشین اون خودش هم می‌دونه که زیباست! زحمت نکشید! عضلانی‌کردن ماهیچه‌های چشم و لبخندهای ملیح فقط حال اونو منقلب می‌کنه! البته نه به اون معنایی که شما فکر می‌کنین! یه معنای... به معنای استفراغ!

۵. حمام برید! حداقل هفته‌ای دوبار حمام برید! لباس‌هاتون رو بشویید! اتو بکشید! مطمئن باشید چشم نمی‌خورید!‌خیلی از این بابت می‌ترسید برای خودتان دم به دقیقه اسفند دود کنید! صدقه بدید!

۶. سلحشوری و رشادت خودتون رو بذارید برای وقتی که خدای‌نکرده و زبونم لال، به کشورتون تجاوز کردن! سبقت دیوانه‌وار از یک راننده‌ی زن و فحش‌دادن و تمسخر، سلحشوری نیست! ‌نمی‌دونستین؟

۷. رنگ‌های دیگه‌ای به جز مشکی اختراع شده! از اون رنگ‌های نیمه‌مستهجن هم برای لباس‌هاتون استفاده کنید! این مساله هیچ ربطی به جهنم رفتن شما نداره!‌ باور کنید شما به دلایل دیگه‌ای به قعر جهنم سقوط می‌فرمایید! نه به خاطر رنگ غیر مشکی لباس‌تون در ایام غیر عزاداری!

۸. به خاطر خدا هم که شده، ریش‌تان را اگر اصلاح می‌کنید حداقل سه‌روز یه بار و اگه اصلاح نمی‌کنید و تیریپ افسرده و داریوشی هستید، حداقل ماهی یک‌بار ... یه سر و سامانی بهش بدین! چه می‌دونم، بهش نرم‌کننده بزنین! وزوز بودن شما نشانه‌ی قدرت بدنی شما نیست و نمی‌تونه که باشه!

۹. با بچه‌ها مهربان باشید! اخم‌های خود را کمی... این‌قدر... باز بفرمایید! به چشم بچه‌ها همه بزرگن! اینو به اونا نمی‌خواد ثابت کنید!

۱۰. فحش ندید! حرف بزنید! البته که صدای شما بم است! اگر بم نبود که ما یاد آقامحمدخان‌ می‌افتادیم! پس هی فرتی باد به گلو نیندازید! وحشتناک‌تر بودن صدای شما نمی‌تونه محق بودن شما رو به طرف القا کنه و هیچ ربطی هم نداره!

۱۱. وقتی با زنی هم‌کارید، همه‌ی انرژی خود را صرف رقابت با او و زیرآب زدن و خیط‌کردن او نفرمایید! خدای‌نکرده انرژی‌تون تموم می‌شه و مرده می‌شین! حیفه!

منبع:گُل فروشی عباس آقا و شمسی خانوم

نوشته شده توسط در 12:35 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سیزدهم آذر 1386

شامپانزه ها از دانشجویان باهوشترند!!

بر اساس یک تحقیق که در ژاپن انجام شده است مشخص شد حافظه شامپانزه ها از حافظه انسانها بسیار قویتر است! "تتسورو ماتسوزاوا" که این تحقیق را در دانشگاه کیوتو ی ژاپن انجام داده است با ذکر اینکه در این تحقیق چند نخبه نیز حضور داشته اند گفت: «نتایج تحقیق، این تئوری را که " انسانها در تمامی زمینه های عقلی از شامپانزه ها برترند" را به شدت زیر سئوال برده به طوری که حتی کسی نمی تواند در خیالش نیز آنرا متصور شود!»

ماتسوزاوا که در زمینه تحقیق روی توانایی های شامپانزه ها صاحب شهرت است گفت نتایج این تحقیقات حتی خود او را هم به تعجب وا داشته است!

در تحقیقی که امروز (سه شنبه) در نشریه بیولوژی معاصر "Current Biology" چاپ خواهد شد یک آزمایش حافظه بر روی سه شامپانزه 5 ساله که به آنها اعداد عربی از یک تا 9 آموزش داده شده بود و دوازده داوطلب انجام شد.

تحقیق شوندگان 9 عدد را روی کامپیوتر می دیدند. هنگامی که آزمایش شوندگان به یکی از اعداد دست می زدند، هشت رقم دیگر به خانه های سفید تبدیل می شد. در این آزمایش از تمام داوطلبان و شامپانزه ها خواسته شد به هریک از این خانه ها به تعداد عددی که قبلا روی آن خانه نقش بسته بود دست بزنند.
در حالی که نتایج نشان می داد شامپانزه ها در این زمینه از انسانها بهتر عمل نمی کنند اما آنها سرعت تصمیم گیری بیشتری داشتند.

در این میان یک شامپانزه به نام آیومو بهترین امتیاز را دربین شامپانزه ها و انسانها کسب کرد.
محققان با دیدن این نتیجه شگفت آور روی آیومو به همراه 9 دانشجوی دیگر آزمایش دیگری را انجام دادند. این بار 5 عدد روی کامپیوتر نقش بست، اما اعداد به صورت خانه های سفید در نیامدند و اعداد محو شدند. از آزمایش شوندگان درخواست شد که محل صحیح اعداد را در کامپیوتر نشان دهند.
نتایج آزمایش شگفت آور بود: آیومو(شامپانزه 5 ساله) از کل دانشجویان سرآمدتر شد!
درصد جوابهای صحیح آیومو 80 درصد بود درحالی که درصد جوابهای صحیح دانشجویان از 40 فراتر نرفته بود!

محققان با اعتقاد به اینکه آیومو از انسانها حافظه قویتری دارد خاطرنشان کردند علت این امر می تواند در عدم توانایی میمونها در سخن گفتن نهفته باشد. یک احتمال دیگر هم این است که توانایی شامپانزه ها بی ارتباط با سنین جوانی آنها نمی باشد. - حریت

 

پ.ن. اگه فردا همین شامپانزه امتحان مایکروویو داشت اونوقت می فهمیدیم کی باهوشتره !!!

 

نوشته شده توسط پرستو در 18:45 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه یازدهم آذر 1386

حس...

خیلی خوبه همیشه این حس ها رو داشته باشم :

حس تلاش ، حس حرکت به سوی هدف ، حرکت به سوی هدفی که به خاطر اون دارم زندگی می کنم ، حس خوشبخت بودن ، حس خوشبخت کردن ، حس قوی بودن و تونستن ....

من می خوام و می تونم...

 

 پ.ن. به خاطر رسیدن به حس هام از بعضی از خواسته هام می زنم ، مثل استفاده زیاد از اینترنت و وقت تلف کردن!

 

نوشته شده توسط پرستو در 17:23 |  لینک ثابت   • 

جمعه نهم آذر 1386

کرگدن عاشق!!!!

یک کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می رفت. دم جنبانکی که همان اطراف پرواز می کرد، او را دید و از او پرسید که چرا تنهاست.

کرگدن گفت: همة  کرگدن ها تنها هستند.

دم جنبانک گفت: یعنی تو یک دوست هم نداری؟  

کرگدن پرسید: دوست یعنی چی؟  

دم جنبانک گفت: دوست، یعنی کسی که با تو بیاید، دوستت داشته باشد و به تو کمک بکند.  

کرگدن گفت: ولی من که کمک نمی خواهم.  

دم جنبانک گفت: اما باید یک چیزی باشد، مثلاً لابد پشت تو می خارد، لای چین های پوستت پر از حشره های ریز است. یکی باید پشت تو را بخاراند، یکی باید حشره های پوستت را بردارد.  

کرگدن گفت: اما من نمی توانم با کسی دوست بشوم. پوست من خیلی کلفت و صورتم زشت است. همه به من می گویند پوست کلفت.  

دم جنبانک گفت: اما دوست عزیز، دوست داشتن به قلب مربوط می شود نه به پوست.  

کرگدن گفت: قلب؟ قلب دیگر چیست؟ من فقط پوست دارم و شاخ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 0:7 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هفتم آذر 1386

سهراب...

شب سردی است، من افسرده .

 راه دوری است، و پایی خسته .

 تیرگی است و چراغی مرده .

 

 ...فکر تاریکی و این ویرانی

 بی خبر آمد تا با دل من

 قصه ها ساز کند پنهانی .

 

 نیست رنگی که بگوید با من

 اندکی صبر ، سحر نزدیک است .

 هر دم این بانگ بر آرام از دل :

 وای، این شب چقدر تاریک است !

 

 خنده ای کو که به دل انگیزم ؟

 قطره ای کو که به دریا ریزم ؟

 صخره ای کو که بدان آویزم ؟

 

نوشته شده توسط پرستو در 21:55 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه چهارم آذر 1386

اوضاع روحیم وحشتناک خرابه ، خیلی خیلی داغونم ، بد جوری ضربه روحی خوردم...

برام دعا کنید دوستان گلم

 

نوشته شده توسط پرستو در 18:20 |  لینک ثابت   • 

شنبه سوم آذر 1386

دسته گل بچه ها هنگام بازی!

نوشته شده توسط پرستو در 19:44 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یکم آذر 1386

کسی چه میداند!؟

خوشید هیچ وقت از تابیدن باز نمی ماند

من تا زمانی که خوشید درخشان است دوستت دارم

 
تعداد ستاره های آسمان،بی انتهاست

من به اندازه ستاره های آسمان دوستت دارم

 

آب اقیانوسها تمام شدنی نیست

عشق من هم هیچ وقت رو به زوال نمیرود

 

درخت سرو از لحظه کاشتن شروع به رشد میکند پژمرده نمیشود همواره رو به رشد است

عشق من هم هر روز رشد میکند تا به کمال برسد

 

فراموشت نمیکنم اما به یادت هم نمی آورم شاید تا همیشه ته قلبم ماندی…کسی چه میداند؟

منبع: خاطره کویر

نوشته شده توسط در 0:20 |  لینک ثابت   •