تبليغاتX
خانم کپی

پیوندهای روزانه

سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387

این روزها ...



این روزها دلم زیاد می گیرد ...

این روزها زود چشمانم خیس می شود ...

این روزها کسی را دوست ندارم ...

این روزها خنده هایم تصنعی است ...

این روزها از خودم بدم می آید ...

این روزها زندگی ام بی معنی است ...

این روزها دلم خیلی تنگ است ...

این روزها خیلی تنهایم ...

این روزها با همه بد خلقی می کنم ...

این روزها برایم کابوس است ...

...

این روزها را دوست ندارم ...



پی نوشت : تویی که منو می شناسی و وبلاگم رو می خونی ، نگرانم نشو ... می خوام تنها باشم ...

نوشته شده توسط پرستو در 1:3 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم آبان 1387

تولدت مبارک


هفته پیش تولد خانم کپی بود ... این روزا خیلی سرم شلوغه تا حدی که تولد وبلاگم هم فراموش کردم ...

سه ساله شدی ... تولدت مبارک


نوشته شده توسط پرستو در 19:1 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پانزدهم آبان 1387

من یک انسانم !

اگر به خانه ي من آمدي:

"...برايم مداد بياور.....مداد سياه...مي خواهم روي چهره ام خط بكشم تا به جرم زيبايي در قفس نيفتم، يك ضربدر هم روي قلبم تا به هوس هم نيفتم !

يك مداد پاك كن بده براي محو لبها.....نمي خواهم كسي به هواي سرخيشان ، سياهم كند!

يك بيلچه، تا تمام غرايز زنانه را از ريشه در آورم....شخم بزنم وجودم را ...بدون اينها راحت تر به بهشت مي روم گويا!

يك  تيغ بده؛  موهايم را از ته بتراشم.... سرم هوايي بخورد... و بي واسطه روسري كمي بيانديشم !
نخ و سوزن  هم بده، براي زبانم مي خواهم ... بدوزمش به سق....اينگونه فريادم بي صداتر است!
قيچي يادت نرود......مي خواهم هر روز انديشه هايم را سانسور كنم ! 

پودر رختشويي هم لازم دارم.....براي شستشوي مغزي....مغزم را كه شستم ، پهن كنم روي بند... تا آرمانهايم را باد با خود ببرد به آنجايي كه عرب ني انداخت... مي داني كه؟ بايد واقع بين بود !

صدا خفه كن هم اگر گير آوردي بگير......مي خواهم وقتي به جرم عشق و انتخاب ،  برچسب فاحشه مي زنندم.... بغضم را در گلو خفه كنم!
يك كپي از هويتم را هم مي خواهم.... براي وقتي كه خواهران و برادران ديني به قصد ارشاد، فحش و تحقير تقديمم مي كنند !

تو را به خدا....اگر جايي ديدي "حقي" مي فروختند .....برايم بخر....تا در غذا بريزم.... ترجيح  مي دهم خودم قبل از ديگران حقم را  بخورم !

و سر آخر اگر پولي برايت ماند ...برايم  يك پلاكارد بخر......به شكل گردنبند.....بياويزم به گردنم....و رويش با حروف درشت بنويسم:


"من يك انسانم "..." من هنوز يك انسانم" ...." من هر روز يك انسانم!

منبع : جیمیلم ! فرستنده : نوشا

 

نوشته شده توسط پرستو در 11:52 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفتم آبان 1387

با کلمه گلشیفته جمله بسازید !

بیش از سی نفر از مشهور ترین چهره های سیاسی ، ورزشی ، هنری و کتکی تا کنون جمله ساخته اند :

۱. خامنه ای: دشمن تمام تلاشش را مصروف کرده و مخفی هم نکرده و گفته است که میخواهیم گلشیفته را بدون حجاب روی فرش سرخ آورد و اینگونه به مجاهدین راه خدا دهن کجی کند . 
  
۲. احمدی نژاد : بسم الله الرحمن ... یا ایها الذین امنو .... اصلا ما در کشورمون گلشیفته نداریم . شما میتوانید بیائید به کشور ما و ببینید که اصلا در کشور ما زن وجود ندارد . این تبلیغات صهیونیستها و لابیگری آنها است .
  
۳. رفسنجانی : رفتیم خدمت امام فرمودند اکبرو زیرساختهای سازندگی کشور را طوری بساز که اگر دشمنان ایران گلشیفته را بردند روی فرش سرخ نتوانند هیچگونه صدمه ای به زیر ساختهای اسلامی بزنند. 
  
۴. خاتمی: این که گلشیفته رفته است روی فرش قرمز بخشی از گفتگوی تمدنها است .. 
  
۵. دکتر مددی ( دانشگاه زنجان ) : اگر این گلشیفته جان دانشجوی من در دانشگاه زنجان بود،اول یه دیدار با هم داشتیم بعد هم به زور اونو صیغه میکردم بعد هم یه نمره بیست میگذاشتم زیر ورقه اش !
  
۶. علم الهدی ( امام جمعه مشهد ) :یعی چه که گلشیفته رفته روی فرش سرخ ایستاده ، بشین روی فرش قرمز توی خانه ات و شوهرداری کن . تو با این سن و سالی که داری اگر خوب شوهر داری میکردی الان چهار بچه داشتی .. 
  
۷. فردوسی پور ( برنامه نود ) :این هفته گذشته حرف و حدیث زیادی در مورد گلشیفته و فرش قرمز بود . حالا در ادامه سعی میکنیم با نیویورک تماس بگیریم و از خودشان بپرسیم که اصل قضیه چیه ؟ ضمنا اقای میرزا قلمدون هم در استودیو هستند که در مورد داوری این مسابقه اظهار نظر کنند ! آقای میرزا قلمدون اول فیلم را ببینیم بعد بگین خطا بود یا نه؟ ...اما اقا میرزا قلمدون روسری نداشت . خطا نیست . ...پس خدا رو شکر ختم به خیر شد ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پرستو در 13:28 |  لینک ثابت   •