پیوندهای روزانه
- مدرک دکتر کردان !
- گویش شیرازی (سایت شهرداری شیراز)
- بررسي شبهه ازدواج عمر با ام كلثوم
- واقعا اینها کیک هستند ؟!
- چگونه غذای سلف را قابل تحمل کنیم
- بالاخره كردان جعلي بودن مدركش را تائيد كرد!
- سایت دانلود کتاب "کندو" - با لینک مستقیم
- کامپیوترم را دوست دارم چون...
- فتاوي ازدواج مجاهدين با دختران کوچک
- کشف پیکره نوزده متری بودا در بامیان
- ازدواج ناشيانه جوان دانشجو با مادر همکلاسي اش!!
- كلهپاچه مرغوب، دستي 11 هزار تومان
- داستان تلخ جمع آوری دیش ها | عکس
- بازی LOST برای موبایل با فرمت جاوا
- بیش از 150 موتور جستجو!
- آرشیو پیوندهای روزانه
سه شنبه هفتم خرداد 1387
حاضر جوابی ها
روزی من و دو تا از پسرهای همکلاسی ام در دانشگاه مشغول گفتگو در مورد نشریه دانشجوییمان بودیم که پاترول کمیته انضباطی از راه رسید و به ما گیر داد. طرف پرسید شما چه نسبتی با هم دارید؟ یکی از آن پسرها جواب داد:" نسبت دو به یک!!"
***
یکی از پسرهای همکلاسی در جمعی از دانشجویان داشت از خودش تعریف می کرد و ضمن صحبت هایش گفت:" شخصیت و متانت همین طوری از من می ریزد." بلافاصله گفتم:" فکر کنم همه اش ریخته!!"
***
پسری در خیابان به دختر خاله ام گفت:" من را هم می گذاری لای کلاسور با خودت ببری؟" دختر خاله ام جواب داد:" نه، آخر چند نفر دیگر لایش هستند، می افتند!!"
***
یک زمانی یکی از خواهرهایم سرتاپا تیپ سبز زده بود و آن یکی لباسهایش را با رنگ زرد ست کرده بود.
روزی باهم رفته بودند بیرون که دوتا پسر به آنها می رسند و یکیشان می گوید:" آدم با دیدن شما یاد خربزه می افتد!" یکی ازخواهرهایم سریع می گوید:" بهتر ازاین است که با دیدن شما یاد خر و بز بیفتد!!"
***
در اصفهان، کنار زاینده رود قدم می زدیم. چند پسر ۱۸-۱۷ ساله داشتند گل کوچک بازی می کردند. یکیشان به من گفت:" می آیی بازی؟" گفتم:" مگر پست خالی دارید؟" گفت:" تو بیایی، خونه خالی هم داریم!"
شماهم از حاضرجوابی های خود و اطرافیانتان بنویسید.
منبع : یادداشت های یک دختر ترشیده
