تبليغاتX
خانم کپی - قصه من و دل تو !

پیوندهای روزانه

چهارشنبه هشتم خرداد 1387

قصه من و دل تو !

خدا داشت روی زمین منج بازی میکرد !
تاس سفید مربعی اش را انداخت توی دریا !
چرخید و چرخید تا یه شیش اومد!
انوقت من را آفرید!
و برای جایزه اش تو را برای من!
فرشته ها همه کف زدند...
دوباره نوبت افتاد به خدا!
اینبار هم یک شش دیگر آورد ...
اینبار برای جایزه اش یک دل داد به من !
من ماندم و یک دل و تو!
این دل برای من خیلی بزرگ بود!
دادمش به تو !
اخر دلش خدایی بود!
نگاهی عاجزانه انداختم به خدا تا شاید تاسی دیگر و ششی دیگر و جایزه ای دیگر!
خدا نگاهی کرد و رفت!
و رفت!



من ماندم و تو و دلت!
من ماندم و تو و دلت
من ماندم و تو و دلت...
...


دل لیاقت تو را داشت و تو لیاقت دل را!
و منی که مانده ام بدون دل!
شاید برای همین باشد که دلتنگی تو بیشتر است شاید!
و من ماندم و ...
...
مواظب دلت باش!

منبع

 

نوشته شده توسط پرستو در 17:17 |  لینک ثابت   •