تبليغاتX
خانم کپی - خوشم میاد...

پیوندهای روزانه

یکشنبه هفتم مهر 1387

خوشم میاد...


وقتی برمیگردم خونه ، از اینکه از همون جلوی در که دارم بندای کتونی ام و باز میکنم ، مامان و بابا شروع میکنن به اعتراض کردن که چرا اینقدر دیر میای !؟(حتی اگه این دیرکرد نیم ساعت باشه ) چقدر کار میکنی آخه!؟ ......... خوشم میاد

از اینکه ، توی همون مدت کوتاهی که دارم توی اتاق، لباسهامو عوض میکنم ، مامانم صد بار صدا میزنه و میگه نداااا یک لحظه بیا کارت دارم ، (که مطمئنم منظورش حداقل بیست دقیقه است)..... خوشم میاد .

از اینکه میشینم روبروش و ذل میزنم توی اون چشای براق و صورت قشنگش و اونم واسم تعریف میکنه از اتفاقات روزمره و گاهی اتفاقای فامیل و گاهی اعتراض میکنه از بابا و .. کلا حرفهای همیشگی که معمولا از اولش ، آخرشو حدس میزنم .........خوشم میاد.

حتی وقتی وسط حرفاش ، وقتی میبینم داره درجه ناراحتیش بالا میره و بهش میگم ، مامان بی خیااااااال ! ، مگه مهمه اصلا !؟ ، فکرشم نکن ... و اونوقت ناراحت میشه که چرا من اینجوری میگم  ولی بازم ، حرفشو ادامه میده.......... خوشم میاد .

وقتی توی اوج حرف زدنش ، زیر چشمی بابا رو نگاه میکنم  و میبینم به خاطره حرفهای مامان ، داره با شیطنت ، به من لبخند میزنه ........خوشم میاد .

بعدتر ، وقتی مامان میره توی آشپزخونه و من و بابام باهم میخندیم و من بابا رو تهدید میکنم ، که خنده هاشو به مامان لو میدم ، و اونم زود تسلیم میشه و میگه باشه حاضرم هرچی بخوای بدم ولی این کارو نکنی ، چقدر از لحن و نگاه و شیطنت چشاش ............ خوشم میاد .

اونوقت وقتی دلم واسش قیلی ویلی میره و ، میرم بغلش میکنم و میبوسمش ، و اونم میخنده ، از ته دلش ،از صدای خنده هاش ............ خوشم میاد .

بعد ترتر ، که مامان میاد و با تعجب به خاطر خنده های ما بهمون نیگاه میکنه و من مامان و میبوسم و با کلمات ، مخصوص خودش ، قربون صدقش میرم و میخندم و مامانم حرص میخوره و میگه بسه ندا اینقدر خودتو لوس نکن ، از اعتراضش.......خوشم میاد .

 

اصلا بذار ساده بگم .. از این دوتا فرشته ، که بهترینن ، که معرکه ان ، که اینقدر دوست داشتنی ان ، که عاشقانه دوسشون دارم ........خوشم میاد .


برگرفته از وبلاگ دوست خوبم : ندا

نوشته شده توسط پرستو در 23:49 |  لینک ثابت   •