تبليغاتX
خانم کپی - هوا بس نا جوانمردانه سرد است...

پیوندهای روزانه

جمعه سی ام دی 1384

هوا بس نا جوانمردانه سرد است...

دنيا مهد کوديکيست عظيم ،آنقدر بزرگ و بي انتها که کودکان پس از ورود به آن تمام گذشته خويش را از

ياد مي برند و با اشتياق مشغول بازي مي شوند...عظمت جهان مغرورشان ميکند ...خيال مي کنند 

بزرگ شده اند !! بيچاره انسان که غافل است از آنجايي که در آن بوده و جایی که به سمتش خواهد رفت

 

                            برف میبارد از چشمهایم

و من کودکی غریبم میان این هجوم هم نوعانم.....

 در آن دمی که انتظار یاری ام به اوج خویش می رسد  نمی شنود کسی صدای زجه هایم را ...

و گاه غرق می شوم درون مهد خاکی زمان و خویش نیز دست بر آتش جهالت می برم ........

امان از درد این خود سوزی بی تدبیر....

 کجاست سمت حیات ؟            دلم برای دمی زندگی تنگ شده !!!

صدای هق هق گریه های نکرده ام به آسمان رسید در آن زمان که شک تمام هستیم را به دست باد

بی رحم سپرد و رفت....و من میان بود و نبودش به استیصال خویش می رسیدم...

چقدر سخت است بودنی بدون درک حضور بی وصفش....   

صدای  جوانی تمام کوچه باغ خشکیده درون ملتهبم را پر کرد :  به کجا چنین شتابان ؟ ....

برگرفته از وبلاگ از هیاهو گذشته ام!

 

 

نوشته شده توسط پرستو در 19:26 |  لینک ثابت   •