تبليغاتX
خانم کپی -

پیوندهای روزانه

دوشنبه شانزدهم آبان 1384

آبگوشت

زن وارد قصابی شد و گفت:((تو رو به خدا کمی آشغال گوشت یا چربی به من بدهید،مدتی است بچه هایم گوشت نخورده اند.))

مردی که آنجا بود گفت:((به حساب من یک کیلو گوشت به خانم بده!))

زن از شوق بر خود لرزید و برای مرد دعا کرد.ظهر شوهرش آمد.

بوی آبگوشت مرد را حیرت زده کرد.زن جریان را مو به مو برایش تعریف کرد.مرد نان را در سفره گذاشت و از زن خواست تا خودش آبگوشت را در ظرف بکشد.

مرد کاسه خودش را دست نزد و سیگاری روشن کرد و به تماشای غذا خوردن همسر و چهار دخترش نشست.

دقایقی بعد پاکت خالی سم را از جیبش در آورد و به خود بالید که زن خیانتکار و دخترانش را به سزای اعمالشان رسانده است!

دلم گرفت!


جرج بوش

جرج بوش می ره بازدید یک مدرسه،سر کلاس میشینه و میگه هر سوالی دارید بکنید.

یکی بلند میشه و می گه:<<سلام آقای ریس جمهور،اسم من رابرته.من سه تا سوال داشتم:

1-چطور شد شما انتخابات رو باختید،بعد بردید؟

2-چرا شما می خواهید بدون دلیل به عراق حمله کنید؟

3-به نظر شما،بمب اتمی هیروشیما،بزرگترین عمل تروریستی تاریخ نبود؟>>

جرج بوش تکونی روی صندلیش می خوره و تا میاد جواب بده،زنگ تفریح می خوره.

زنگ بعد،یک پسر دیگه بلند میشه ومی گه:<<آقای ریس جمهور،اسم من جکه،و من پنج سوال داشتم:

1-چطور شد شما انتخابات رو باختید،بعد بردید؟

2-چرا شما می خواهید بدون دلیل به عراق حمله کنید؟

3-به نظر شما،بمب اتمی هیروشیما،بزرگترین عمل تروریستی تاریخ نبود؟

4-چرا زنگ تفریح 20 دقیقه زودتر به صدا در اومد؟

5-رابرت کو!!؟؟>>

 

http://behnamsh.blogfa.com/

نوشته شده توسط پرستو در 20:7 |  لینک ثابت   •