تبليغاتX
خانم کپی - آخدا چی میشد اگه .....

پیوندهای روزانه

سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384

آخدا چی میشد اگه .....

 
 

 واسه اینکه یه کم درد منو بفهمین یعنی درد کسانی رو که حاجتمند هستن بفهمین  یه سری به این آدرس http://www.peyvandkadeh.blogspot.com   بزنین   و ماجرای نامزدی امیرحسین ۶ ساله و هانیه ۴ ساله رو که عکسشون روی مجله زرد خانواده ی سبز(بخوونین خانواده ی زرد ) چاپ شده  و مطلب مفصلشون رو پیوندکده لینک کرده  ، بخوونین و حال کنین . میگن که گاهی وقتا آدما ازشدت شکم سیری دیوونه میشن . به من حق بدین که وقتی خووندم پدر داما د به این زوج خردسال یه زانتیا کادو داده و ۶۰۰ نفر مهمون این نامزدی غیرانسانی و دیوانه وار بودن ، روانی و مست و خراب یه چند ساعتی توی خیابونا ولو بشم و نگا کنم به کسانی که بخاطر پنجاه تومن با راننده تاکسی دعواشون میشد و نگاه کنم به زنی که شاخه کرفسی رو توی دستش داشت و بخاطر قیمتش زمینش گذاشت و دست خالی از مغازه بیرون رفت . نگاه کنم به دختر بچه گل فروش زیر پل گیشا و پسرک فال فروش سر امیرآباد و هی یخ بزنم و هی یخ بزنم و نفرین کنم به تموم مناسبات و قراردادهای اجتماعی و اصل و بیخ و بن و بنیاد اونچه اسمشو گذاشتن جامعه ایرانی ... نگاه کنم به عکس رئیس جمهور محبوب در بساط دستفروش میدان بهارستان  و قربون صدقه کسی برم که دلش با زبونش یکیه !!! ..... و حسابی قاطی کنم و  بنالم که :

ـــــ آخدا چی میشد اگه منم جزو یکی از اون اماکنی بودم که مورد توجه حکومت  بود و هرساله میلیاردها تومن بودجه بهش تعلق میگرفت . شاید از برکت این بودجه میتوونستم جیب متولی و خدمه و دوست و آشناشون رو پر اسکناس کنم .( از دعاهای یه امامزاده متروکه واقع شده در بالای یک کوه )

ــــ آخدا چی میشد که من بجای اینجا توی سوئیس یا انگلیس یا آمریکا دنیا میومدم و بجای فریاد برای آزادی زدن ، آزادی رو مث شیشه نوشابه سر میکشیدم و برای تغییرذائقه و دیدن آثار تاریخی یه سری هم به ایران میزدم . ( از دعاهای یه جوون بیکار درمونده وامونده ورانده شده از همه جا )

ـــــ آخدا چی میشد من بجای آدم  بودن ، انرژی هسته ای بودم و اینقده سرم دعوا و مشاجره و مشاوره و طرح و برنامه و شورای امنیت و شورای حکام میشد و آخرش هم میشدم بمب اتم و ریخته میشدم  سر همه ی دشمنای اسلام و کلهم دنیا ( از دعاهای یه نفر موافق غنی سازی اورانیوم که بعدا زنماز جمعه تهران باهاش مصاحبه کرده بودند وی عقیده دارد هرچه انرژی هسته ای داریم بخاطر اسلام است و اگر اسلام نبود انرژی هسته ای هم نبود )

ـــــ آخدا چی میشد منو بجای آدم ، نفت درست میکردی که الانه سرازیر بشم توی خونه ها و سر سفره های مردم . شاید بچه ها با بوی نفت حالشون بد بشه و هی هوس مرغ و ماهی و گوشت نکنن ( از دعاهای یه آدم دست به چیز دستفروش کارگر که مدتهاست خانواده اش یه دل سیر آبگوشت نخوردن )

ــــ آخدا چی میشد  من به جای شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل بشم تا بتوونم مشت محکمی به  دهن مردم خودمون بزنم   و اونهمه جایزه رو که به من دادن بزارم بانک مسکن و بانک پارسیان و سامان بانک و بانک تجارت و صادرات و ملت و قوامین و بقیه بانکها بلکتم یه بتوونم یه پژو ۲۰۶ ببرم و بچه هارو یه سفرببرم جمکران . ( از دعاهای یه نفر آدم بدشانس که توی هر بانکی ۵ هزارتومن بصورت روزشمار قرض الحسنه بازکرده و تاحالا یه پاپاسی هم برنده نشده )

ـــــ آخدا چی میشد بجای من چرت و پرت نویس یه نویسنده خوب خلق میکردی تا مجبور نباشه این چرندیات رو این ساعت شب از خودش صادر کنه ( از دعاهای نیمه شبی یه بلاگر نادون که فکر میکنه دنیارو میتوونه با نوشته هاش تغییر بده و دلش میخواد بینوایان ویکتور هوگو رو یه دفه ی دیگه بازسازی کنه بشرطی که نقش ژان والژان رو بخودش بدن ).

*** در رابطه با پیوند مبارک و میمون و فرخنده و عجایب اندر غرایب هانیه و امیر حسین بد نیست این مطلب را نیز بخوانید :با تشکر از نقطه ته خط(حتما بخونید خیلی باحاله) ***

کپی شده از رها توسط محسن

نوشته شده توسط در 16:39 |  لینک ثابت   •