تبليغاتX
خانم کپی -

پیوندهای روزانه

شنبه بیست و هفتم اسفند 1384

 
 
 


البته بر همگان واضح و مبرهن است كه ما سگ‌ها حيوانات خوب و وفاداري هستيم و امسال هم سال سگ مي‌باشد كه از طرف خود و ساير سگ‌ها اين سال را به همنوعان‌مان تبريك مي‌گوييم. اميدواريم برخلاف آدم‌ها كه ما را تحقير كرده و مرتب مي‌گويند روز سگي يا سال سگي، هميشه سال‌تان سگي و پر از عشق و وفا و استخوان‌هاي چرب و چيلي باشد.
اصولاً آدم‌ها خيلي در مورد ما سگ‌ها مغالطه مي‌كنند مثلاً مي‌گويند: «دروغ مي‌گي مثل سگ!» كه از سوي آدم‌ها خطاب به دروغ‌گويان به كار مي‌رود که در حقيقت اهانت به سگ‌هاست. شما تا به حال كدام سگ را ديده‌ايد كه دروغ بگويد؟ نه وجداناً ديديد؟ نه جان توله‌هايتان ديده‌ايد؟ تازه اگر سگي بتواند حرف بزند او را به سيرك مي‌برند كه از حلقه بپرد چه رسد به اين كه دروغ بگويد، حتماً محاكمه‌اش مي‌كنند. به عنوان نمونه در كنفرانس سالانه‌اي كه ما در نيمه‌شب يكي از همين شب‌هاي آخر سال داشتيم بعضي از سگ‌ها، آن سگ سفيد موسوم به كلب آستان امام رضا را به دروغ‌گويي متهم كردند و حتي خواستار اين شدند كه او را از جامعه‌ي سگ‌ها طرد كنند ولي در حقيقت اين مساله تهمتي بود كه آدم‌ها به اين سگ درستكار و مظلوم زده بودند كه همين‌جا اعلام برائت و اعاده‌ي حيثيت مي‌شود. قضيه اين بود كه سال گذشته يكي از همنوعان‌مان را به زور و كشان كشان به حرم امام رضا بردند كه از او فيلم بگيرند و بفروشند و هر چه هم زوزه كشيده و التماس كرده بود كه من نمي‌خوام فيلم بازي كنم به حرفش توجه نكرده و حقوق مدني و سگي او را نقض كرده بودند.
بله اين مساله از سودجويي يك مشت آدم بود و نه سگ بيچاره و به قول نظامي:
سگ بر آن آدمي شرف دارد
كه چو خر ديده بر علف دارد
وگرنه ما سگ‌ها بسيار از آدم‌هاي بي‌وفا كه به خاطر پول و ماديات و منافع به همديگر پشت مي‌كنند يا شكم همديگر را پاره مي‌كنند، وفادارتريم و به قول اميرخسرو دهلوي:
سگ كه وفايي به ريا نيستش
ز آدميي بِه كه وفا نيستش
حتي برخلاف آن‌چه كه آدم‌ها ما را وحشي و پاچه‌گير مي‌خوانند بسيار قانع و صلح دوست هستيم و باز هم به قول نظاميِ آدم‌ها:
سگ صلح كند به استخواني
ناكس نكند وفا به جاني
اين‌طوري است كه آدم‌ها گناه پاچه‌گيري خودشان را گردن ما مي‌اندازند و وقتي به يكديگر مي‌پرند و دشنام مي‌دهند آن را با ما مقايسه مي‌كنند كه به شدت تكذيب مي‌شود و ما سگ‌ها هرگز و هرگز دشنام نمي‌دهيم به همين جهت از بعضي آدم‌هاي آدم‌نما بهتريم و باز هم به قول اميرخسرو دهلوي:
چون شدي در تاب از من، داد دشنامم رقيب
سگ زبان بيرون كند چون گرم گردد آفتاب
خب راست مي‌گويد اين اميرخسرو، اين‌قدر وحشي‌بازي و پاچه‌گيري در دعواها و منافع‌شان مي‌كنند كه ما سگ‌ها از خجالت نمي‌دانيم چه كنيم. تهمت مي‌زنند آقا! مي‌گويند كار و عمل ما ددي و بي‌خردي است. به ما چه كه اين غريزه‌ي حيواني ماست، آدم‌ها راست مي‌گويند بروند انسان شوند مثل جامي كه مي‌گويد:
خشم با ديگران سگي و ددي است
وين سگي و ددي ز بي‌خردي است
بله اين طينت و طبيعت ماست و اگر آدم‌ها دارند از ما تقليد مي‌كنند مقصر ما نيستيم. خودشان آدم باشند. مولانا مي‌گويد:
مه فشاند نور و سگ عوعو كند
هر كسي بر طينت خود مي‌تند
حالا كه اين مهتاب نور مي‌فشاند بعضي آدم‌ها به عوعو كردن مي‌افتند تقصير ما چيست؟
يا ببينيد كلماتي كه در دشنام به همديگر استفاده مي‌كنند و همه‌اش از ما موجودات زبان بسته مايه مي‌گذارند: پدرسگ، مادرسگ، تخم‌سگ، پدرسگ صاحاب، ... چرا از خودشان مايه نمي‌گذارند كه مثلاً بگويند پدر آدميزاد يا تخم آدم؟ مگر ما چه‌مان از آنها كمتر است؟ يا مي‌گويند: كلي سگدو زديم، مث سگ جون كنديم، دِ نكن سگ مصب!، مث سگ هار و... آخر ما چه بدي به اين آدم‌ها كرديم؟ اين همه نگهباني مزرعه و گله و باغ و ساختمان و خدمت به پليس و زلزله‌زدگان را نمي‌بينيد؟ نهايت بيماري بدي كه در ما سگ‌ها پيدا مي‌شود هاري است كه آن هم ويروسي و طبيعي است اما آدم‌ها هزار نوع بيماري هاري و ديگرآزاري و بيماري‌هاي رواني دارند. نگاهي به دنيايشان بيندازيد. اين همه جنگ و قتل و كشت و كشتار در دنياي سگ‌ها ديده مي‌شود؟
يا آدم‌هايي كه خودشان را سگ درگاه و كلب آستان اين و آن مي‌خوانند به ما چه كه مي‌خواهند عقده‌ي مازوخيستي و پاچه‌خاري‌شان را به نام ما تمام كنند؟ ما فقط به كساني وفاداريم كه نسبت به ما محبت كنند ولي برخي از اين آدم‌ها خودشان را سگ آستان كساني مي‌كنند كه زورگو هستند و از ترس يا منافع‌شان اين كار را مي‌كنند. اينجا معلوم مي‌شود كه ما سگ‌ها از جنبه خصلت‌هاي نيك از بسياري آدم‌ها بهتريم.
اين بود اعتراض عوعوآميز و سگ‌دوستانه‌ي ما نسبت به ادبيات ضدسگي دنياي آدم‌ها. سال سگ بر شما و توله‌سگ‌هايتان مبارك.
از طرف نژادهاي: بيگل، چوچو، ژرمن شفرد، شيان‌لو، پولي، اشپيتز، پودل، سيبرين هاسكي، يوركشاير ترير، دوبرمن، شيت‌زو، دالماسين، بولداگ، لابرادور، پيكينيز، كيشوند، پاگ، بيوسرون، گريت دين، كالي، تازي، مالتيز، گلدن رتريوير، پاپيلون، برنيلار دينر، بوكسر، داش هوند، شي‌هواهوا، اسپانيل، سگ‌هاي ولگرد طبقه‌بندي ‌نشده و ده‌ها نژاد ديگر.

برگرفته از وبلاگ نقطه ته خط

خانم كپي

نوشته شده توسط پرستو در 20:38 |  لینک ثابت   •