پیوندهای روزانه
- مدرک دکتر کردان !
- گویش شیرازی (سایت شهرداری شیراز)
- بررسي شبهه ازدواج عمر با ام كلثوم
- واقعا اینها کیک هستند ؟!
- چگونه غذای سلف را قابل تحمل کنیم
- بالاخره كردان جعلي بودن مدركش را تائيد كرد!
- سایت دانلود کتاب "کندو" - با لینک مستقیم
- کامپیوترم را دوست دارم چون...
- فتاوي ازدواج مجاهدين با دختران کوچک
- کشف پیکره نوزده متری بودا در بامیان
- ازدواج ناشيانه جوان دانشجو با مادر همکلاسي اش!!
- كلهپاچه مرغوب، دستي 11 هزار تومان
- داستان تلخ جمع آوری دیش ها | عکس
- بازی LOST برای موبایل با فرمت جاوا
- بیش از 150 موتور جستجو!
- آرشیو پیوندهای روزانه
دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385
مشكن به دندان لقت، اين هستههاي بسته را

اي هالهاي دور سرت، قربان آن جمهور تو
هاله نگو برق سهفاز، ما جملگي چون كور تو
گفته است استاد اجل، شعري بر اين منظور تو:
«نور است در هر ذرهاي، ما نور نور نور تو
تو خضر راه عاشقان، ما موسياي در طور تو»!
اما بدين قيل و مقال، چيزي دگر من ديدهام
نه موسي و نه عيسياي، «اقراء» ز «هو» نشنيدهام
از بيشهي كيد و دغا، زَقٌوم تلخي چيدهام
«در طور نوري ديدهام، نور عبوري ديدهام
در ذره شوري ديدهام، اين ذره و اين شور تو»
تابوت گورم اين زمان، مرده غرورم اين زمان
در بند زورم اين زمان، وه چه صبورم اين زمان!
خالي ز شورم اين زمان، خيطم و بورم اين زمان!
«از خويش دورم اين زمان، محو حضورم اين زمان
لبريز نورم اين زمان، پاينده بادا نور تو»
مشكن به دندان لقت، اين هستههاي بسته را
اول دواي اصل كن، درد كمر بشكسته را
يا وارهان از جهل و كين، اين ميهن پربسته را
«بگشاي راه بسته را، بنواز جان خسته را
بشکن دوباره هسته را، عشق است تا منظور تو»
آن يك در اوج است و غنا، وين يك خورد باد هوا
آن يك به تزوير و ريا، خون ميخورد از جان ما
اين اقتصاد بينوا، گر مرد راهي حل نما!
«ما اهل صلحيم و صفا، ماييم از درد و دوا
خورشيد ميخواند نوا، با زخمهي تنبور تو»
هيچان سوارِ هستها، خوبان به زير پستها
معتادها با بستها! گفتي بنازم شستها!
خنجر به دست مستها، ويران همه پابستها
«ميريزد اين بن بستها، با فکرها با دستها
تلخند اين بدمستها، شيرين شده انگور تو»
اي يوسف كنعان ما! اي صاحب و چوپان ما!
ما رعيت و تو خان ما! اي دولت ايران ما!
هر صبح و شب افغان ما: كو جان ما؟ كو نان ما؟
«اي دشمن بنيان ما، اي رهزن ايمان ما
هر روز هر شب آتشي، سر ميزند از گور تو»!
درد و پريشاني نگر، بيدادِ ناداني نگر
دلهاي زنداني نگر، چشمان باراني نگر
سوداي ويراني نگر، پزهاي ايراني نگر
«فرداي نوراني نگر، دلهاي قرآني نگر
ايران ايماني نگر، هورا دل مسرور تو»
اين كشور مصرفگرا، تحريمي و در انزوا
در تفرقه، جور و جفا، يارب بده دردش دوا
اين بود تضمين شما! نه دشتي و نه ني نوا
«آب است و خاک است و هوا، نور است و عشق است و صفا
شور نطنز و اصفهان، در گوشه ماهور تو»
زَقوم: درختي در دوزخ با ميوهاي بسيار تلخ
* تحشيهاي بر يك غزل اتمي تكنوادبي