تبليغاتX
خانم کپی - سرباز بیچاره

پیوندهای روزانه

جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385

سرباز بیچاره

سرباز بيچاره بمب رو پيدا کرد


رو کش بمب رو کنار زد


واي نه !


تايمر ۲۱رو نشون مي داد


۲۰-بيسيم ش رو برداشت


۱۹-فرمانده فرمانده


۱۸-من بمب و پيدا کردم


۱۷-چشمش به دو تا سيم افتاد


۱۶-سيم سبز يا آبي ؟


۱۵-کدوم اين لعنتي رو خنثي مي کنه؟ من فقط ۱۵ ثانيه فرصت دارم


۱۴-چرا کسي جواب نمي ده؟


۱۳- بيسيم از دستش افتاد


۱۲- سريع کاردش رو بيرون آورد و گذاشت روي سيم سبز


۱۱- دستش مي لرزيد


۱۰- چشمهاش رو بست


۹- ياد چشمهاي عسلي مينا افتاد


۸- قلبش داشت از جا کنده مي شد


۷- يه دفعه يه صدايي از درون بهش گفت : "  سيم آبي"


۶- انگار بهش الهام شده بود


۵- محکم باش پسر / آبي رو قطع کن


۴- کارد رو روي سيم آبي گذاشت


۳- زير لب چيزي گفت و بريد


۲- بووووم...... سرباز بيچاره پودر شد


۱- (چند متر اونطرف تر صداي بيسيم) : " بالا سمت چپ سيم قرمز . مي شنوي سرباز؟ "

کلاغ سیاه

نوشته شده توسط پرستو در 18:31 |  لینک ثابت   •