تبليغاتX
خانم کپی -

پیوندهای روزانه

جمعه شانزدهم شهریور 1386

هيچ کس اشکي براي ما نريخت /

هر که با ما بود از ما مي گريخت /

چند روزي هست حالم ديدنيست /

حال من از اين و آن پرسيدنيست /

گاه بر روي زمين زل مي زنم /

گاه بر حافظ تفاءل مي زنم /

حافظ ديوانه فالم را گرفت /

يک غزل آمد که حالم را گرفت:

ما زياران چشم ياري داشتيم 

 خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم

 

نوشته شده توسط پرستو در 20:41 |  لینک ثابت   •